تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
جست و جو كنند . اين گروه همواره براى كسب خشنودى خدا مىكوشند و در انديشهء يافتن راه و روشهايى تازه براى كار نيك و انجام دادن آن هستند . [ 62 ] «
وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
- بر هيچ كس جز به اندازهء توانش تكليف نمىكنيم . . . » خداست كه انسان را آفريده است ، و او به قدرت و طاقت آدمى آگاهتر است ، از اين رو او را جز به اندازهء توانش مكلّف نمىسازد ، و بر انسان واجب است كه به اندازه كمال سعى و كوشش و امكان خود در راه خير بكوشد . پس اگر چنين كرد تكليف از او ساقط مىشود و گرنه به اندازهء بقيّهء توان خود كه آن را به كار نبسته باشد مسئول است . پس تا وقتى كه انسان توانايى دارد بايد عمل كند و به اندازهء تواناييش ببخشد و به قدر توانش بكوشد ، بنا بر اين نبايد يكى از ما بگويد : من كار نيك كردم و فلان وظيفه را كاملا انجام دادم و همان كافى است . در واقع وظيفه وقتى كاملا ادا مىشود كه پس از آن به وظيفه‌اى ديگر بپردازند ، چنان كه خداى تعالى گويد : «
فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ
« 29 » - چون از كار فارغ شوى ، به عبادت ( يا خدمتى ديگر ) كوش » . پس چون كارى نيك را به پايان رساندى كمر به كار نيكى ديگر بند ، و نبايد يكى از ما بگويد كه وظيفهء واجب خود را تمام كرده است ، چه خداى تعالى فرموده است : «
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ
« 30 » - و پروردگارت را بپرست ، تا لحظهء مرگت فرا رسد . » پس كردار نيك تا لحظهء مرگ بر ما واجب است .
هامش
( 29 ) - الانشراح / 7 . ( 30 ) - الحجر / 99 .