حق از باطل و روشنايى را فرو فرستاد .
بيگمان نجات مؤمنان دليل رحمتى است الهى كه به آنان اختصاص يافته ، در حالى كه شيطان مىخواهد ما را با وسوسههاى خود ، از جمله اين كه ايمان به بشر زيان مىزند ، بفريبد . هرگز . . . اينك اين مريم و پسر گرامى اوست كه پروردگار ايشان را در سرزمين امن و آسوده مأوى داد ، و به انبياء فرمود كه از ميوههاى پاكيزه بخورند و كارهاى نيك كنند ، و پروردگار يكتاى خود را بپرستند و به دستههاى متعدد منشعب و پراكنده نشوند ، جز اين كه موضعگيرى كافران نسبت به نعمتها / 143 و بلكه نسبت به رسالتهاى الهى بر خطا بود ، آنجا كه دين خود را ميان خويش قطعه قطعه كردند . چرا ؟ زيرا به نعمتها مغرور و از آنها شادمان شدند و پنداشتند كه اين دليل سلامت و درستى خط و مسير آنهاست در حالى كه درك نمىكردند .
و از برجستهترين صفات مؤمنان اين است كه : آنان از نعمتها مغرور نمىشوند و نه از صدقاتى كه به ايشان مىرسد . پس جزاى آن گروه پيشين چيست ؟
جز عذابى خوار كننده كه بر سر شاد خوارانشان فرود آيد ، پس آنها از پاى در آمدند و اين پاداش استكبار و بزرگى فروشى آنها بود .
قرآن حكمت آموز در همين سياق ( آيات 51 - 77 ) يك سلسله بيماريهايى را كه به سبب پى در پى بودن نعمتها به قلب صدمه مىزند درمان مىكند ، و بينشهايى به دست مىدهد كه مؤمنان از خلال آنها به زندگى و به نعمتهاى خدا در آن مىنگرند و بدين وسيله جز به ايمان و تسليم خود نمىافزايند .
سپس باز مىگردد و ما را ياد آور نعمتهاى خدا در حق ما مىشود ( آيات 78 - 80 ) و سياق مطلب اختصاص به بعدى مهم از درسهاى آخر سوره دربارهء ايمان به آخرت مىيابد زيرا آن نيز به خودى خود جزئى از ايمان است و در عين حال كامل كنندهء ايمان به خدا و شرط ايمان به رسالتها است .
پس خداست كه زنده مىكند و مىميراند ، و تدبير زندگى مىكند ، و در نتيجه او قادر است انسان را پس از آن كه خاك و استخوان پوسيده شده است
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: احمد آرام
ص١٤٢