گشتند . مگر آنان نبودند كه بندگان خدا را كه آنها را به خدا مىخواندند به باد مسخره گرفتند - و با آن سخريه - ياد خدا را فراموش كردند ؟ ! پس آن مؤمنان به سبب شكيبايى و صبرشان برندگانند . ( آيات 102 - 111 ) پيداست كه روند سوره - پس از اين - حالت به تأخير افكندن كردار شايسته و اصلاح را در نفس كه آخرين گردنه در راه ايمان است درمان مىكند .
پس اگر پرسندهاى از چنان مردمى بپرسد : چه قدر در دنيا درنگ كرديد ؟
حساب زمان درنگ خود را نمىدانند ، ولى آن را يك روز يا بخشى از يك روز مىشمارند . آرى ، ( در قياس با زمان آخرت ) اندكى در دنيا درنگ كردهاند ، امّا خود اين را نمىدانند و گرنه چرا زندگى آخرت خود را خوار و بىمقدار انگاشتند .
( آيات 112 - 114 ) همچنين قرآن بيهوده انگارى و پوچ شمردنى را كه پيروانش مىپندارند زندگى بىهدف است درمان مىكند و به آنان يادآور مىشود كه به زودى براى حسابرسى به نزد پروردگارشان باز مىگردند ، و ذات متعال پروردگار است كه حكمرواى بر حق است ، پس بيهودگى و پوچى و سرگرمى و بازى در آفرينش وجود ندارد .
/ 145 پروردگار ما را ياد آور توحيد مىشود ، و اين كه حساب مشركان نزد پروردگارشان دشوار است و آنان رستگار نمىشوند . اين سوره با گشودن در توبه و دعا به درگاه خدا كه مهربانترين مهربانان است پايان مىيابد .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: احمد آرام
ص١٤٤