به خداى يگانه ملاحظه شده است در مورد حبّ و بغض و دوستى و دشمنى كه بشر بالطبع و بالفطره از آن ناگزير است پيروان خود را به خدا متوجه مىكند و دستور مىدهد كه براى خدا و در راه او دوستى و دشمنى نمايند ؛ با دوستان خدا دوست و با دشمنان او دشمن باشند . در قرآن مجيد مىفرمايد :
( لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ ) « 1 »
نمىيابى تو قومى را كه ايمان به خدا و روز جزا مىآورند كه دوستى نمايند با كسى كه در مقام دشمنى و خصومت با خدا و پيغمبر اوست هر چند بوده باشند اين گونه اشخاص كه با خدا و پيغمبرش دشمنند ، پدران ايشان با فرزندان ايشان يا برادران ايشان يا عشيره و فاميل ايشان ، اين مردمند كه خدا در دلهاشان ايمان را ثبت و نوشته است .
در كتاب وسايل الشيعه از حضرت ابى عبدالله عليه السلام روايت است كه فرمود :
« قال رسول الله صلّى الله عليه وآله لأصحابه : أي عرى الايمان اوثق ؟ »
« فقالوا : الله ورسوله اعلم . وقال بعضهم : الصلاة . وقال بعضهم : الزّكوة . وقال بعضهم : الحجّ والعمرة . و قال بعضهم الجهاد . فقال رسول الله صلّى الله عليه
هامش
( 1 ) . سورهى مجادله ، آيهى 22 .