تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
بِهِما وَ هكَذا حال الْعُقلاء فيما يَصِفونَ اللّهَ تَعالى به « 1 » آنچه توسط وهم‌هاى خود در نازكترين معانى تمييز دهيد و تصور كنيد ( كه حقيقت خداى بى چون ، چنان است ) مثل خودتان مخلوق و ساخته شده است و به سوى شما رد شده است و شايد مورچگان ريز نيز توهم كنند كه براى خدا دو شاخ است چون كمال خودشان به آن است و اين چنين است حال عقلا در آنچه خدا را به آن وصف مىنمايند . اولين خطبه نهج البلاغه به اين گونه حمد و سپاس افتتاح شده است : الحَمد لِلّه الَّذي لا يَبلُغُ مدحَتَهُ القائلون و لايُحصي نَعمائه العادُّون وَ لا يُودّي حَقَّهُ الُمجتَهِدونَ ، الَّذي لا يُدرِكُهُ بُعدُ الهِمَم ، وَ لايَنالُهُ غَوصُ الفِطَنِ سپاس ، مخصوص آن خدايى است كه گويندگان ، به حقِ مدح او نمىرسند و آمار گيران ، شمارش و ضبط نعمت‌هاى او را نتوانند و كوشش كنندگان از عهده اداى حق او بر نيايند ، خداوندى كه انديشه‌هاى بلند و دور پرواز ، حقيقت ذاتش را درك نكنند و هوش‌هاى غواص به آن نرسند . در اين موضوع ، مانند ساير موضوعات ، سخنان حضرت على عليه السلام در
هامش
( 1 ) . الاربعون حديثاً ، شيخ بهايى ، ص 81 ، حديث الثانى ؛ بحارالانوار ، ج 66 ، ص 292 . .