تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
ادلّه‌اى كه براى اثبات وجود خداوند اقامه شده ، در نهايت استحكام است و هيچ‌گونه شك و شبهه‌اى در آن راه ندارد ، ولى عقل از تصور حقيقت خداى بزرگ كه مثل او چيزى نيست ، عاجز و ناتوان است . آيا اين سخن صحيح است ؟

پاسخ

صحيح است ، بايد هم « عقل » عاجز باشد ؛ زيرا اگر عقل از تصور حقيقت او عاجز نباشد ، لازم مىآيد كه بحر نامتناهى در قطره متناهى ، نامحدود در محدود و محيط در محاط بگنجد كه همه اينها محال است . وانگهى ، وقتى تصور حقيقت بسيارى از اشيا يا همه اشيا براى ما ممكن نباشد مثل حقيقت حيات « 1 » ، فكر ، روح ، عقل و حتى برق ، نور و اشياى ديگر ، چگونه حقيقت واجب‌الوجود ممكن خواهد شد ؟ ! بشر و دانشمندان بزرگ اگر منزلت علمى خود را در هر پايه كه باشد بنگرند و معلومات خود را نسبت به اسرار و مجهولاتى كه دارند بسنجند ، خود را همواره در كنار درياى عميق و بىكرانه‌اى مىبينند كه از آن هر چه برگيرند و بنوشند ، به قدر قطره‌اى بيش نيست . بزرگان و دانشمندان ، مكرر از درك حقيقت اسرار كون ، اظهار عجز كرده‌اند و حتى حقيقت « ماده » كه با چشم ، ديده و با زبان ، چشيده و با بينى ، بوييده مىشود ، هنوز ناشناخته مانده است .
هامش
( 1 ) . « حيات » چيست ؟ شكل ، وزن ، حجم ، رنگ و مزه‌اش چگونه است ؟ .