تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
كه سبب وقوع آن باشد و بايد اين علت ، كافى و تام باشد ؛ زيرا عدم وجود علّت كافى براى وقوع آن ، موجب تناقض عقلى است . » سپس بر اساس اين دو اصل مىگويد : معرفت ممكن و تعليل وقوع آن به اين نحو حاصل مىشود كه براى حكم به امكان حصول شىء كافى است اين جهت را بررسى كنيم ( بر اساس اصل تناقض ) كه آيا تصوّر حصول و وقوع آن شىء ، مستلزم تناقض عقلى است يا نه ؟ پس اگر تصور وقوع آن مستلزم تناقض عقلى نبود ، حكم به امكان آن مىكنيم هر چند عقل حصول آن را بعيد شمرده و از تصور كيفيت حصول آن عاجز باشد . و پس از اينكه مىبينيم چنين شيئى كه تصور وقوعش مستلزم تناقض عقلى نيست ( و تصوّر عدم وقوعش نيز مستلزم تناقض نيست ) واقع شده و در خارج وجود دارد ، بر اساس اصل علت تامّه ، حكم مىكنيم كه لابد علت تامه دارد و آن همان وجود واجب الوجود است . لايب نيتز آراى خود را در وجود و ايجاد از عدم بر اين اساس قرار داده و به خدا ايمان آورده و به خلق عالم از عدم نيز ايمان آورده و به اينكه خالق عالم خداى متّصف به جميع صفات كمال است نيز ايمان آورده است . او توضيح مىدهد كه : ايجاد مخلوقات از عدم ، ممكن است ؛ زيرا تصور آن موجب تناقض عقلى نيست هر چند عقل از تصور چگونگى آن عاجز باشد ، اما اين عالم كه واقعى و قابل مشاهده است ، موجودات و خودش را ايجاد نكرده ؛ زيرا اين قول مستلزم تناقض عقلى است ؛ پس در مىيابيم كه علت كافى براى وجود آن هست به جهت اينكه بدون علّت كافى موجود نمىگردد ، لذا اين موجودات و نظام محكم و استوار آنها ، علت كافى دارند كه بايد منتهاى قدرت ، حكمت ، علم و تمام صفات كمال باشد و آن خداوند متعال است كه واجب الوجود است و انكار او مستلزم تناقض عقلى است .
به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 78 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني