يا سياه پوست را از بعض حقوق محروم كرده بود ، اين طريقه ، تبعيض بود .
همچنين اگر در شرايط متساوى به مرد مسلمان نسبت به زن مسلمان امتيازى داده بود يا در موردى قانونى به نفع زراندوزان و زورمندان داشت ، مثل اينكه خونبهاى يك نفر سرمايهدار يا اشراف زاده و پيغمبرزاده را بيشتر معين كرده بود ، باز اين روش ، تبعيض بود . و همچنين اگر حق تحصيل و درس خواندن و كسب علم را مخصوص طبقهاى كرده بود و طبقه ديگر را محروم ساخته بود ، چنانچه در ايران تا قبل از اسلام معمول بود ، اين هم تبعيض بود كه اسلام از تمام اين تبعيضات منزّه است .
ساير رژيمها و نظامات نيز اگر در بين اتباعشان به گونهاى امتيازى و اختصاصى در شرايط متساوى باشد ، تبعيض شمرده مىشود .
اما اگر در مورد اتباع و گروندگان به رژيم نسبت به غير اتباع امتيازى و اختصاصى باشد ، مانند اينكه احراز مقامى را به اتباع و گروندگان اختصاص بدهند ، يا غير اتباع را از مداخله در تعيين نظام و هيئت حاكمه يا هيئت مقنّنه محروم كنند ، اين كار تبعيض نيست ؛ چون لازمه حفظ موجوديت يك رژيم اين است كه اجراى امور به اتباع و گروندگان آن نظام و رژيم واگذار شود .
و همچنين اگر امتياز يا محروميت فرد يا طبقهاى بر اثر عمل اختيارى آن فرد يا طبقه مقرر شود ، اين كار ، تبعيض و امتياز دادن به يك گروه و يك صنف و يك دسته و سلب حق از ديگرى نيست . پس اگر بر اساس ارتكاب بعضى اعمال ، قانون ، طبقهاى يا اشخاصى را به طور موقت يا دايم از حقوق اجتماعى ، مثل حق انتخاب شدن و انتخاب كردن ، محروم نمود نبايد اين قانون را تبعيض شمرد ؛ چنانچه اگر قانون ، كسانى را كه سوابق دزدى و جنايت دارند از ورود در مجامع عمومى ممنوع كند نمىتوان آن قانون را به عنوان تبعيض ، مورد اعتراض قرار داد . و نيز اگر افرادى يا طبقهاى به واسطه
به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٧٩