و هدف ، متناسب با وجود انسان و حيوانات ديگر و حتى جمادات و كرات يافتهايم ، نظامى كه هرگز بدون قصد و هدف و شعور ايجاد نمىشود .
و آنچه را هنوز نشناختهايم معتقد نيستيم كه بيهوده خلق شده است بلكه طبق اين معلوماتى كه داريم آنها را نيز از آفرينش خداى حكيم و داراى منافع و خواصى مىدانيم .
مثل اينكه اگر يك دستگاه ماشين داشته باشيم كه از ارتباط بسيارى از آلات و ادوات آن با يكديگر و منافع آنها آگاه شده باشيم و فايده چند قطعه از ادوات آن را نفهميده باشيم ، دست به تركيب آن ماشين نمىزنيم و اين چند قطعه را از آن جدا نكرده ، مىگوييم لابد حكمت و فايدهاى دارد و در سازمان ماشين و هدفى كه از ساختمان آن منظور شده ، مؤثّر است و مهندسى كه اين آلات و ادوات را به هم پيوسته تا با آن پارچه ببافند يا در مسافرتها از آن استفاده كنند ، اين چند قطعه را هم بيهوده در اين ماشين به كار نبرده است .
و دليل بر اين معنا اين است كه آگاهى ما بر اين نظام حكيم ، روز به روز افزايش يافته و معلومات كنونى بشر در اين موضوع نسبت به اعصار گذشته ، روز به روز زيادتر مىشود و هر روز به دلايلى بر حكمت بارىتعالى و استحكام نظام آفرينش ، مىرسيم كه روزگارهاى دراز بر بشر مخفى بود و حكمت آن را نمىدانست بلكه احتمال آن را هم نمىداد .
از يكى دو قرن پيش به اين طرف ، رشتههاى علمى مختلف : پزشكى ، فيزيك ، شيمى ، داروشناسى ، انسانشناسى ، حيوانشناسى ، نباتشناسى ، زمينشناسى ، كيهانشناسى ، زيست شناسى و . چقدر توسعه پيدا كرده و چقدر بشر خواص و اسرار نهفته در كاينات را كشف كرده و چه بسيار موجودات كوچك و بزرگى را شناخته است ؛ يقيناً در آينده اين شناخت و اين اكتشافات بيشتر خواهد شد ؛ چون توسعه دايره علوم نيز به افزايش كشف اين اسرار كمك مىنمايد .
به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١١٠