كَمَا يفسد الخلّ العَسَل » « 1 » ؛
« عالمان دوستان خدا هستند مادام كه : امر به معروف و نهى از منكر كنند و به دنيا دل نبندند و به دربار سلاطين آمد و شد نكنند . پس هرگاه آنان را ديديد به دنيا روى آوردهاند و در دربار پادشاهاناند ديگر از آنان دانش فرانگيريد و پشت سر آنان نماز نگزاريد . به عيادت آنان نرويد و جنازههاى آنان را تشييع نكنيد . زيرا ، آنان آفت دين و مايهى تباهى اسلامند ، و چنانكه سركه عسل را فاسد مىكند ، آنان دين خدا را تباه مى سازند » ؛ و اخبار ديگر .
روشن است كه منشاء اين سختگيرىهاى شديد و سرّ آن ، دو مسأله است :
اوّل : از عالِم تبعيت شده ، به او خدمت مىشود و حاكم است ؛ بنابراين ، اگر تبديل به تابع ، خادم و محكوم شود ، اوضاع واژگونه شده و در شمارِ گناهكارانى قرار مىگيرد كه روز قيامت در مقابل پروردگار سرشان را پايين انداختهاند .
دوم : سلطان و پادشاه حقِّ مجتهد را غصب و حكومت را تصدّى كردهاند . بنابراين ، آمد و شد به دربار ايشان تأييد ظلم و تجاوز آنان بوده و جايز نيست .
هامش
( 1 ) . السراج الوهاج ، فاضل قطيفى ، ص 22 .