خود بيمى از سرزنش كنندگان به خود راه نمىداد . بديهى است كه بيم او از مردم ، با بيمى كه از خدا داشت قابل مقايسه نبود و هيچ ترس ديگرى به اندازه ترس از خدا برايش اهميت نداشت ؛ بنابر اين درست نيست كه بگوييم ترس او از مردم ، بيش از ترس او از خدا بود .
وانگهى حقيقت بيم او از مردم چه بود ؟ آيا جز اين بود كه خود را از اذيت و آزارشان برهاند و بتواند خبر مربوط به موضوع زينب و همسرى با او در آينده را بعنوان سر پنهان بدارد ؟ ولى وقتى خدا امر كرد كه اين راز را علنى نمايد تا بتواند سنت غلط جاهليت را باطل كند پيامبر صلى الله عليه و آله نيز اقدام نمود ، موضوع را علنى كرد ، دستور خدا را عملى ساخت و به هر آنچه كه در اين باره گفته مىشد اعتنا نكرد .
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و شعرا
س 83 : آيا درست است كه نبى مكرم صلى الله عليه و آله از شعرا بيزار بود ؟
ج : باسمه جلت اسمائه
در سخنى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل است كه فرمود : « برخى از شعرها حكمت است » . « 1 » همچنين صاحب مجمع به موضوعى صحيح اشاره كرده و آن اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله به اشعار گوش فرا مىداد و شعر را مورد تشويق نيز قرار مىداد . ايشان به حسان بن ثابت چنين گفته است :
هامش
( 1 ) . إِنّ مِن الشّعْر لَحِكْمَة ؛ بحارالانوار ، ج 79 ، ص 290 . .