من نمىدانم ؛ امّا اگر خداى ناكرده در جامعهء ما ، در حكومت ما ، در ملت ما ، در اين نهادهاى انقلابى ما ، در ارگانهاى دولتى ما ، در تشكيلات قضائى ما ؛ اگر در اين جاها ، انتصابات بر اساس روابط و هوسها باشد ، معنايش ظهور فتنه و فساد و انحراف در ميان ماست .
اگر ما امروز به فكر نيفتيم و جلوِ اينها را با تمام قدرت نگيريم و بىتفاوت از كنار آنها بگذريم ، معلوم نيست كه آيا فردا چنين فرصتى را براى اصلاح خواهيم داشت يا نخواهيم داشت ؟
ما مىبينيم در بعضى جاها ، افراد را غير مسئولانه متهم مىكنند و غير مسئولانه با آبروى مردم برخورد مىكنند . بدبختانه بيشترِ اينها هم به آن قسمتى كه ما هستيم ، مراجعه دارند . به دليل موهوم و بى ارزشى تمسك مىكنند و آبروى مردم ، زندگى مردم و امنيّت مردم را به خطر مىاندازند .
اگر به آنها تذكر داده شود كه اين كارها را نكنيد ، اين تذكر را احياناً حمل بر حسن نيّت و خيرخواهى و حقانيت نمىكنند ، بلكه آن را به حسابِ انگيزههاى ديگر و دفاع از متهمان مىگذارند .
با كمال تأسف ، گاه در ادارات و كارخانهها آثار پيروى از هوسها و بدعتها مشاهده مىشود . يك مرتبه افرادى مىآيند كارخانهها را به تعطيل و كمكارى و به اعتصاب مىكشانند . الان اين مسئله به صورت چشمگيرى نيست و بسيار ضعيف است ، تا آنجا كه شايد بعضىها فكر كنند اصلًا اين مسئله از شدتِ كم بودن ، قابل طرح نباشد .
من هم مسئله را از نظر حجمْ خيلى قابل طرح نمىبينم ؛ امّا به اين دليل ، اين را طرح كردم كه اگر امروز اين مسائل در نطفه خفه نشوند ، ممكن است فردا دير شده باشد . [ به هر حال ] ، هنوز نتوانستهايم بر اين فسادها چيره شويم .
خلاصه اين كه حضرت على عليه السلام در اين خطبه مىفرمايد : علت فتنهها و فسادها در جامعه سه چيز است .
اوّل : خواهشهاى نفس ، هواهاى نفس ، قدرتطلبىها ، فرصتطلبىها ، خودمحورىها و خودخواهىها ؛ زير اين پوشش كه من دلم براى اسلام مىسوزد ، دلم براى انقلاب مىسوزد ، من دلم براى مملكت مىسوزد ، اگر اين كار را نكنيد ، چنين و چنان مىشود .
دوم : فكرهاى التقاطى و بدعتهاى زشت .
ما در اسلام به هيچ وجه محتاجِ اين نوآورىها كه جز فرهنگ غرب ، پايه و اساس ديگرى ندارد ، نيستيم . ما از آنها به عنوان افكار التقاطى ، وارداتى ، قالبى و امثال اينها ياد مىكنيم . هيچ كدام از آنها متناسب با جامعهء اسلامى نيستند . اسلام در هيچ بُعدى ، نياز به اين فكرها ندارد .
سوم : خطرناكتر از اينها عامل سوم است .
دشمنىها و دوستىها ، گروهگرايىها ، افراد هم تيپ را دور هم جمع كردن و گروهى حركت كردن ، جريانى را در جامعه ايجاد كردن و احياناً در پارهاى از موارد ، جَوسازى كردن و محيط را آلوده ساختن ، اينها منشأ فتنه و فساد است .
جامعهء ما جامعهاى است فداكار ، پيشرفته ، مستقل ، آزاد ، شهيد داده ، آبرومند و با عظمت كه چشم دنيا را در مقابل خود خيره ساخته است . مبادا خداى ناكرده با برخى اعمال خام و ناسنجيده و نادرست كه از بعضى افراد سر بزند ، فتنهها و فسادها جوانه زند ، بالا بيايد و خود را نشان دهد كه در آن صورتْ ما در ميان اين فتنهها و فسادها هلاك مىشويم .
من عرض مىكنم كه همهء مسئولان در ردههاى مختلف ، تا آنجا كه من خبر دارم ، در نهايتِ تلاش و انديشهاند كه در حدّ امكان ، اخلاق اسلامى را در عمل رعايت كنند و
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 66
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٦٦