تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
هيچ كدام از ما آزاد نيست كه هر چه بخواهد ، بگويد . اسلام مىفرمايد : « الْمُؤْمِنُ مُلْجَمٌ » ؛ يعنى مؤمن كنترل شده است ، نمىتواند در بارهء كسى ، هر چه دلش خواست بگويد و اسم آن را هم دلسوزى به حال اسلام بگذارد . مؤمن مجاز نيست بدون ضابطه در كار ديگران دخالت كند و نسبت به قانون بى اعتنا باشد و آن را رعايت نكند . اين گونه كارها هم غلط است و هم خلاف مصلحت است . بىاعتنايى به قانون ، روش و شيوهء غلطى است و پشيمانى به بار مىآورد . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فى دينِ اللَّهِ افْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ انَّهُ كانَ تَوَّاباً « 1 »

خطبهء دوم

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى نَبِيِّهِ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ . قال علىٌ عليه السلام : « قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ فَأَقِرُّوا عَلى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخيرِ مَحَلَّةٍ اوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّمَاءِ تُرْوَوْا مِنَ الْمَاءِ فَالْمَوْتُ فى حَيَاتِكُمْ مَقْهُورينَ وَ الْحَيَاةُ فى مَوْتِكُمْ قَاهِرينَ . » « 2 » [ از شما خواستند تا دست به جنگ بگشاييد . پس يا به خوارى بر جاى بمانيد و از رتبه‌اى كه داريد ، فروتر آييد و يا شمشيرها را از خون تر كنيد و آب را از كفِ آنان به در كنيد . خوار گشتن و زنده ماندنتان ، مردن است و كشته گشتن و پيروز شدن ، زنده بودن . ] مسئلهء دوم ، مسئلهء جنگ است . بعضىها مىپرسند : چرا ما به زمين عراق وارد شديم ؟ فعلًا كه عراقىها از سرزمين ما بيرون رفته‌اند و آن طرفِ مرز هستند ، پس چرا ما با آنها مىجنگيم ؟ آيا ورود به خاك عراق جايز است ؟ الان ارتش و سپاه ما وارد خاك عراق شده است ؛ آيا او حق دارد به ما بگويد : به مردم ما تجاوز شده است ، يا حق ندارد ؟ اگر حق ندارد ، فرق ما با آنها چيست ؟ در رابطه با اين مسئله ، من يكى دو جمله عرض مىكنم . مولى امير المؤمنين عليه السلام در يكى از خطبه‌هايشان در بارهء جنگ با معاويه ، روزى كه آب را بر روى سپاه على عليه السلام بسته بود ، اين جملات را گفتند : « قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ . » « 3 » مردم ! اينها در بارهء شما طمع كردند ، خواستند با شما بجنگند و شما را از بين ببرند . برادران و خواهران عزيز ! چه كسى در ميان ما نمىداند كه صدام عفلقى و دوستان و ارباب او به جنگيدن با ما طمع كردند و دندان تيز كردند ؟ زمان زيادى نگذشته است كه اينها با هواپيماهاى خود به كشور ما حمله كردند و به خاك ما تجاوز نمودند . طمع كردند كه ما را از بين ببرند و سپس غالب هر چه دلش خواست با مغلوبْ انجام دهد . ما مورد تجاوز قرار گرفته‌ايم ، در مقابلْ بايد چه كار كنيم ؟ على عليه السلام مىفرمايد : بجنبيد ! يا ذلت و بدبختى را براى خود بپسنديد يا شمشيرها را از خونِ اينها سيراب كنيد تا راه آب به روى شما باز گردد . ما يا بايد دست روى دست بگذاريم و تسليم صدام و صداميان شويم يا - به ناچار - به دفاع خود در خاك متجاوزان ادامه دهيم . « فَالْمَوْتُ فى حَيَاتِكُمْ مَقْهُورينَ . » « 4 » بدانيد كه اگر در اينجا شكست بخوريد ، زندگى شما مرگ است . « وَ الْحَيَاةُ فى مَوْتِكُمْ قَاهِرينِ . » « 5 » اگر چيره شويد و به شهادت برسيد ،
هامش
( 1 ) - سورهء نصر ( 110 ) . ( 2 ) - نهج البلاغه ، ترجمهء سيد جعفر شهيدى ، ص 44 . ( 3 ) - همان . ( 4 ) - همان . ( 5 ) - همان .