سيرى در سخنرانىها ، مصاحبهها و خطبههاى نماز جمعهء معظّم له پس از انقلاب ، نشان مىدهد كه ايشان همواره در پى حاكميّت احكام اسلام در زمينهء عدالت اجتماعى و حمايت از محرومان و مستضعفان بوده است .
معظّم له به دليل مخالفت و مبارزهء علنى پدرش با حكومت رضاخان ، در دوران كودكى همواره مورد تعقيب و اذيت و آزار پليس رضاخان قرار داشت . برخى اوقاتْ پليس رضاخان ، شب كلاه ايشان را كه به نشانهء مخالفت با كلاه پهلوى و حكومت رضاخان بر سر مىگذاشت ، پاره مىكرد . در واقع چون پدر در دسترسِ پليس رضاخان نبود ، افراد پليس از ايشان انتقام مىگرفتند .
اين برخوردها و تجربههاى بعدىِ ايشان در رويارويى با رژيم شاه ، سبب گرديد تا هر چه بيشتر و با تمام وجود ، با ماهيت نفرتانگيز استعمار و استبداد و حكومت بيگانگان و مزدوران آنها آشنا شود ، آن را لمس كند و طعم تلخ آن را با تمام وجود بچشد .
بى گمان روحيهء آزاديخواهى و استقلالطلبى ايشان ، تا حدّ زيادى مرهون شناختها ، تجربههاى عملى ، احساسات و عواطفشان در برخورد با حكومت رضاخان و پسرش بوده است .
معظّم له از سن پنج سالگى شروع به آموختن قرآن نمود . پس از فراگيرى قرآن به مكتبخانه رفت . پدر ايشان ، بر اهميت و اولويّتِ آگاهى نسبت به وظايف شرعى ، تأكيد فراوان داشت . بدين سبب ، معظّم له در ابتدا كتاب رسالهء عمليهء فقيه بزرگ شيعه ، آخوند ملا محمد كاظم خراسانى و پس از آن ، كتابهاى نصاب الصبيان ، ابواب الجنان ، درّهء نادرى و منشآت اميرنظام را خواند و در همان سالها - بعد از ظهرها - نيز شروع به آموختن خط نسخ و نستعليق نمود .
رژيم رضاخان افزون بر انواع فشارهاى سياسى و امنيتى و اقتصادى بر ضدّ روحانيّت ، با تمام توان عليه آنها تبليغ مىكرد و آنها را انگل جامعه ، بىسواد و كلّاش مىناميد . حتى پوشيدن لباس روحانيّت و خواندن علوم اسلامى نيز ممنوع شده بود .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة پيشگفتار 5
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
صپيشگفتار ٥