بدىها مىشود ؟
چرا بشر در عصر ما بيشتر به فساد و تبهكارى روى آورده است ؟ قرآن شريف بيشترِ بدىها را به جهل نسبت مىدهد و از افراد شرور با تعبيراتى مانند « لكِنَّ اكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ » « 1 » و « اكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ » « 2 » و « انَّ كَثيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آياتِنا لَغافِلُونَ » « 3 » ياد مىكند .
قرآن شريف ، غفلت و جهل و نادانى را ريشهء بسيارى از بدىها و شُرور مىداند .
اگر چنين است ، پس بايد همراه با پيشرفتِ آموزش و علم و كاهشِ جهل بشر ، فساد و بدى نيز كاهش يابد . البته قرآن شريف ، بر تربيت بشر و كنترلِ هوسها و خواهشهاى نفسانىِ بشر نيز تأكيد مىكند .
چگونه اين معماى تضاد بين فكر و عملِ بشر به وجود آمده است ؟ چگونه مىتوان اين تضاد را حل كرد تا عملكرد بشر با فكر و گفتار و قضاوتِ او هماهنگ گردد ؟
گاهى اوقاتْ انسان از حلّ اين معما ، دچار نوميدى مىشود ؛ زيرا مىبيند كه با وجود گسترشِ فراوان علم ، آموزش ، صنعت و فعاليتهاى تربيتى و تبليغىِ فراوان و پيدايش مكتبهاى بسيار ، فساد و شر اگر افزايش نيافته باشند ، كاهش هم نيافتهاند .
اما اين نوميدى و اعتقاد به اينكه اين معما و تضاد ، قابل حل نيست ، خطا و اشتباه است ؛ زيرا ما معتقد به جبر نيستيم . جبر ، غلط است .
انسان هر گونه كه خود بخواهد ، انتخاب مىكند . تصميم مىگيرد و اقدام مىنمايد .
اگر انسان واقعاً بخواهد كه راه حق و صلاح و خير را انتخاب كند و طى كند ، قدرت انجامِ اين كار را دارد . راه هدايت به سوى حق را هم خداوند به انسان خواهد آموخت .
خداوند متعال در اين باره مىفرمايد :
« وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » « 4 »
[ كسانى را كه در راهِ ما مجاهدت كنند ، به راههاى خويش ، هدايتشان مىكنيم . ]
از اين كه با پيشرفت علم و آموزش ، حقطلبى و صلاح گرايى در ميان بشر ، افزوده نشده است ، مىفهميم كه بشر هر چند خواهان پيشرفتِ علمى و آموختنِ دانش بوده است ؛ به طور جدى آمادهء پذيرشِ حق و خير و كنار گذاشتنِ هوسرانىها نبوده است .
پس دليل پيدايشِ اين معماى بين فكر و دانش و عمل انسان ، خواستِ خود بشر است .
خداوند در آيهء شريفهاى كه برايتان تلاوت كردم ، مىفرمايد : اگر بشر به راستى خواهانِ رسيدن به حق و خير و هدايت باشد ، به آن دست خواهد يافت .
به عنوان نمونه ، انقلاب خودمان را در نظر بگيريد . ما مبارزه و انقلاب كرديم و الحمد للّه ربّ العالمين انقلاب ما به پيروزى و شكوفايى رسيد . خوشبختانه انقلاب ما يك انقلاب اسلامى بود و يك انقلاب كارگرى ، خورده بورژوازى ، طايفهاى و امثال اينها نبود . پيروزى انقلاب اسلامى ما نشان مىدهد كه ما اگر بخواهيم ، مىتوانيم احكام و رهنمودهاى قرآن را در كشورمان اجرا كنيم . ( تكبير نمازگزاران )
ما در اين انقلاب ، هر چه داشتيم ، در طَبَق اخلاص گذاشتيم و به پيشگاه خداوند تقديم كرديم . ما با خلوص نيت و دادنِ خون و تحملِ اسارت و شهادت براى اجراى قرآن و اسلامْ تلاش كرديم . هدفِ ما در اين انقلاب ، آن بود كه انشاءالله خير ، صلاح ، سعادت ، كمال و خوبى در اين كشور بر پا شود و همهء فسادها ، زورگويىها ، هوسرانىها ، شهوترانىها و خودپرستىها از بين برود .
هدف ما از انقلاب ، دست يافتن به اين
هامش
( 1 ) - / سورهء انفال ( 8 ) ، آيه 34 .
( 2 ) - سورهء عنكبوت ( 29 ) ، آيهء 63 .
( 3 ) - سورهء يونس ( 10 ) ، آيهء 92 .
( 4 ) - سورهء عنكبوت ( 29 ) ، آيهء 69 .