پر از حق و باطل و خير و شر و سعادت و شقاوت و صلاح و فساد است . معمولًا در همهء گوشه و كنار جهان و در همهء مظاهر عالَم ، جنبههاى مثبت و منفى وجود دارد . شايد بتوان گفت كه وقتى بيشتر پديدهها را در نظر مىگيريم ، از هر نوعى كه باشند ، خواه فردى يا اجتماعى ، طبيعى يا غير طبيعى و . . . يك روى آنها حق و خير است و روى ديگرِ آنها شر و باطل است . يعنى هر پديدهاى يك سكهء دو رو است .
انسانها از نظر خلقت ، طورى آفريده شدهاند كه عاشق كمال و خير و سعادت و صلاح و حق هستند . ما نمىتوانيم انسانى را بيابيم كه بگويد من از ميان حق و باطل ، باطل و از ميان خير و شر ، شر و از ميان صلاح و فساد ، فساد را انتخاب مىكنم . خداوند از نظر فكر و انديشه ، چنين انسانى را خلق نكرده است .
اما متأسفانه از نظر عملكرد ، مطلبْ كاملًا بر عكس است . يعنى در مقام عمل ، افرادى كه راه شر و شقاوت و فساد را مىپيمايند ، تعدادشان خيلى بيشتر از كسانى است كه راه حق را طى مىكنند .
خداوند متعال مىفرمايد :
« اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِىَ الشَّكُورُ » « 1 »
[ اى خاندان داود ! براى سپاسگزارى كارى كنيد و اندكى از بندگان من سپاسگزارند . ]
يعنى تعداد افراد مؤمن و شاكر بسيار كم است . همچنين خداى متعال مىفرمايد :
« لكِنَّ اكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ » « 2 » و « اكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ » « 3 » اين يك تضاد و يك معما است كه انسان در مقام فكر و انديشه ، هميشه طالبِ حق و كمال و صلاح است ؛ اما از نظر عملْ بيشتر انسانها كافر و فاسق و فاسدند و تعداد افراد مؤمن و صالح نسبت به افراد كافر و فاسق بسيار كم است . اين چه تضاد و معمايى است كه بشر از آغاز خلقتِ خود ، با آن روبرو بوده و نتوانسته است آن را حل كند ؟
ما مىدانيم كه همراه با گذشت زمان و پيشرفتها و اكتشافات علمى و تكنيكى ، انسان از نظر زندگى مادّى ، از پستترين مراحل به اوجِ عزت رسيده است ؛ اما از نظر طرفدارى از حق و صلاح و خير ، انسان يك قدم هم بر نداشته است .
به عنوان مثال ، ما نمىتوانيم بگوييم امروز نسبتِ افراد خوب به افرادِ بد ، از هزار سال پيش ، بيشتر شده است . ما وقتى كه به تاريخ نگاه مىكنيم و گرايش بشر در عصرهاى مختلف به حق و باطل ، خير و شر ، زشتى و زيبايى را مقايسه مىكنيم و مىسنجيم ، نمىتوانيم بگوييم كه گرايش بشر به سوى حق و خير ، بيشتر شده است .
امروز رسانههاى گروهى در اختيار همهء مردمِ دنيا است و اخبار رويدادهاى دنيا را منعكس مىكند . در نتيجه مردم از آنچه در دنيا مىگذرد ، آگاه هستند . آيا فجايع و جنايتهايى كه در عصرهاى گذشته صورت مىگرفت ، از آنچه امروز صربها در بوسنى مرتكب مىشوند ، بيشتر و شديدتر بود ؟
آيا بشر در بدترين دورههاى زندگىِ خود در عصرهاى گذشته ، جناياتى بدتر از آنچه امروز در مورد مردم فلسطين صورت مىگيرد ، انجام داده است ؟ بشريت در گذشته نيز استعداد انجام اين آدمكشىها ، زورگويىها ، هوس پرستىها ، فساد و تجاوز به حقوق مردم را داشت ؛ ولى تاريخ نشان مىدهد كه بشر كمتر مرتكبِ اين جرايم مىشد . چرا امروز بشر بيش از گذشته ، مرتكبِ اين فسادها و
هامش
( 1 ) - سورهء سبأ ( 34 ) ، آيهء 13 .
( 2 ) - / سورهء غافر ( 40 ) ، آيهء 59 .
( 3 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 110 .