تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
ارائه نفرمودند ؟ ! چرا اين افراد به آن اطلاعيه توجه نمىكنند ؟ فرد معمّمى خدمت حضرت امام عرض كرده بود : فلان آقا ، ارادتمندِ خوئى است . او را ترويج مىكند و وجوهات شرعى براى او مىفرستد . آن فرد معمّم خيال كرده بود كه اگر اين حرف‌ها را بزند ، حضرت امام عليه آن آقا تحريك مىشود . اما حضرت امام از شنيدن اين سخنان بسيار برآشفته بود و گفته بود : من اكنون فهميدم كه تو آدم بسيار بدى هستى . چرا گفتى « خوئى » ؟ آيا تو نمىدانى كه ايشان مرجع تقليد هستند ؟ چرا به يك مرجع تقليد توهين مىكنى ؟ ثانياً مگر من اينجا نشسته‌ام كه مقلدين يا پول مراجع ديگر را جذبِ خودم كنم ؟ اين چه حرفى است كه شما مىزنى ؟ اين برخورد حضرت امام راحل شاهد زيادى هم دارد . افرادى كه براى تضعيفِ شخصيّت حضرت آيت اللّه خوئى به يك جمله‌اى تمسّك مىكنند ، چرا اين برخوردهاى حضرت امام را نمىبينند ؟ همچنين حضرت امام خمينى رحمه الله در برابر علم و تقوا و شخصيّتِ حضرت آيت اللّه سيّد احمد خوانسارى خضوعِ فراوان داشتند . حضرت آيت اللّه سيّد احمد خوانسارى ، از نظر علم و تقوا از نوادر روزگار بودند . با اين حال ، بعضى از افراد تندرو به شخصيّتِ ايشان اهانت مىكردند و مىگفتند : ايشان در جريانِ شهادتِ عماد ، فلان چيز را به شاه نوشته است . ما بايد از اشتباهات گذشتهء خود درس عبرت بگيريم . آنها را جبران كنيم و مواظب باشيم كه مبادا مانند آن اشتباهات را تكرار كنيم . خداوند حضرت آيت اللّه العظمى خوئى را نگه داشت تا با آن وضعِ مظلومانه فوت كند و دفن شود تا كسانى كه گاهى نفهميده و از روى اشتباهْ چيزى عليه ايشان بر زبان جارى مىكردند ، قدرى به شخصيّتِ ايشان پى ببرند و از اهانت كردن به ايشان خوددارى كنند . گستاخى و اهانت كردن به چنين شخصيّت‌هايى از اخلاق اسلامى بسيار دور است . اكنون كه سخن به اينجا رسيد ، من چند جمله‌اى هم در بارهء مظلوميّتِ حوزه‌هاى علميّه و روحانيون و طلبه‌ها خدمتِ شما عرض مىكنم . طلبه‌ها در طول انقلاب ، خدمات فراوانى انجام دادند كه به هيچ وجه ، فراموش شدنى نيست . گروه گروه به جبهه رفتند ، خون دادند و شهيد شدند . اينها اسوه هستند . همه مىدانند كه خدماتى كه مساجد و روحانيّت به انقلاب كرده‌اند ، آن قدر زياد است كه نمىتوان آن را از تنهء انقلاب جدا كرد . بعضى وقت‌ها حرف‌هايى شنيده مىشود و چيزهايى در مورد طلبه‌ها گفته مىشود كه خداوند از اين حرف‌ها ، ناراضى است . مثلا گفته مىشود : طلبه‌ها كمتر شهيد داده‌اند ؛ در حالى كه بسيارى از آنها در طول انقلاب و جنگ تحميلى به شهادت رسيدند و عكس‌ها و وصيّت‌نامه‌ها و خدمات آنها در همه جا موجود است . حال اگر كسى براى خريدنِ نان به نانوايى رفته و كمى دير به او نان داده‌اند يا قيمت مرغ يا تاكسى گران شده و بگويد : اين چه رژيمى است ؟ اين مشكلات تقصير آخوندها است . اين قبيل حرف‌ها سبب مىشود كه خداوند نعمت‌هايش را از انسان بگيرد . كفران نعمت نتيجهء خوبى ندارد . من جملهء ديگرى را هم خدمتتان عرض مىكنم كه خداوند شاهد است كه اين جمله را با بىميلى خدمتتان عرض مىكنم و قلب من تمايل به اين جمله ندارد .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 752 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي