او را بكُشيد .
مورد ديگر ، دو زنِ بدكارهاى بودند كه اشعارى عليه پيامبر صلى الله عليه و آله و در اهانت به ايشان ، درست كرده بودند و آن اشعار را در مجالس شهوترانى ، با رقص و ساز و آواز براى كفّار و مشركين مىخواندند و به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله جسارت مىنمودند . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند :
اين دو نفر را هم هر جا كه ديديد ، هر چند پردههاى كعبه را در دست گرفته باشند ، بكُشيد .
خداوند متعال مىفرمايد :
« وَ ما مُحَمَّدٌ الَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ افَانْ مَاتَ اوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اعْقابِكُمْ » « 1 »
[ جز اين نيست كه محمّد پيامبرى است كه پيش از او پيامبرانى ديگر بودهاند . آيا اگر بميرد يا كشته شود ، شما به آيين پيشينِ خود باز مىگرديد ؟ ]
خداوند مىفرمايد : حضرت محمد صلى الله عليه و آله پيامآور و حامل رسالتِ من است . آيا اگر ايشان فوت كرد يا شهيد شد ، شما از دين بر مىگرديد ؟ آيا ديگر نماز نمىخوانيد ؟
آيا ديگر روزه نمىگيريد ؟ قرآن نمىخوانيد ؟
به مكّه نمىرويد ؟ آيا از توحيد بر مىگرديد ؟
بدانيد كه اگر از دين برگشتيد ، تنها به خود ضرر زدهايد .
همچنين خداوند در آيهاى ديگر مىفرمايد :
« مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ اشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً » « 2 »
[ محمّد پيامبر خدا ، و كسانى كه با او هستند ، بر كافران ، سختگيرند و با يكديگر مهربان .
آنان را بينى كه ركوع مىكنند و به سجده مىآيند . ]
يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله و يارانش برادر وار و با يك دنيا محبّت و عاطفه و احساس نسبت به يكديگر ، زندگى مىكنند . وقتى در ميدان جنگ ، مجروح مىشوند ، هنگامى كه در آخرين لحظاتِ عمرش مىخواهند جرعهاى آب به او بدهند ، آب را نمىخورَد و مىگويد : آن را به دوستِ مجروحم بدهيد تا او زنده بمانَد . آب را براى نفر دوم بردند .
او هم نخورْد و گفت : آن را براى دوستِ مجروحم يعنى همان نفرِ اوّل ببريد تا او زنده بمانَد .
آب را براى نفر اوّل بردند . ديدند او از شدتِ جراحت و تشنگى شهيد شده است .
آب را به سوى نفر دوم باز گرداندند . ديدند او هم شهيد شده است . ياران پيامبر صلى الله عليه و آله اين قدر نسبت به يكديگر محبت و عاطفه داشتند ؛ اما در برابر دشمنان خداوند با كمال شدّت و قاطعيّت رفتار مىكردند و كوچكترين ترديدى در برخورد با دشمنان ، به آنها دست نمىداد .
خداوند در سورهء قلم مىفرمايد :
« ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ما انْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ وَ انَّ لَكَ لَاجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ وَ انَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ » « 3 »
[ نون ، سوگند به قلم و آنچه مىنويسد . كه تو ، به فضل پروردگارت ديوانه نيستى .
و تو راست پاداشى پايان ناپذير و تو راست خُلقى عظيم . ]
مشركين به پيامبر صلى الله عليه و آله تهمتِ جنون مىزدند ؛ امّا خداوند مىفرمايد : اى پيامبر ! تو با نعمتِ پروردگارت عاقل هستى و فهم و درايتِ تو در حدّ كمال است و تو در نزد خداوند ، داراى مقام و مزدِ بسيار بزرگى هستى و اخلاقيّات و فضايل و معنوياتِ تو بسيار بزرگ است و همهء اين نعمتها را من به تو دادهام .
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 144 .
( 2 ) - سورهء فتح ( 48 ) ، آيهء 29 .
( 3 ) - سورهء قلم ( 68 ) ، آيهء 1 - / 4 .