تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 733

مساهمون:

ص٧٣٣
همچنين خداوند مىفرمايد : « ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ » « 1 » [ آنچه نزد شما است فنا مىشود و آنچه نزد خدا است باقى مىماند . ] ما بايد مواظب باشيم كه در مراكزى كه مربوط به معنوياتِ مردم است مانند خانواده‌ها و مدرسه ، معنوياتْ كم‌رنگ نشود . در زمان جنگ ، با وجود همهء مشكلاتى كه داشتيم ، خود جنگ و جبهه ، يك تأمين كنندهء بزرگِ معنوياتْ براى مردم بود . در زمان جنگ ، افراد عادى به جبهه مىرفتند و با يك اصلاح و تحولِ عميقِ معنوى به صورت يك فرد جانباز ، فداكار و اصلاح‌طلب از جبهه باز مىگشتند . اكنون هر چند شرايط جبهه وجود ندارد ، اما مراكزى مانند نمازهاى جمعه و خطبه‌هاى آن ، موعظه‌ها ، نصيحت‌ها ، مسجدها ، منبرها ، روزنامه‌ها و راديو و تلويزيون كه معنوياتِ مردم را تأمين مىكنند بايد تلاش كنند كه معنوياتِ مردم تقويت شود . اگر خداى ناكرده معنويات مردم خدشه‌دار شود ، هر چند كه از نظر مادى ، روز به روز پيشرفت كنيم و به ژاپن و آلمان و آمريكا برسيم ، آيا راضى خواهيم بود ؟ آيا اين براى ما رضايت‌بخش است كه بگوييم : ما تا صد سال ديگر هم نمىتوانستيم به ژاپن و آلمان برسيم ، اما الحمد للّه انقلاب موفق شد وضعِ ما را مانند ژاپن و آلمان بكند ؟ ! كشورهاى غربى ، امروزْ اسير بحران‌هاى اخلاقى و معنوى هستند . كانون خانوادگى در آن كشورها از هم پاشيده است و در عوض ، انواع هرزگى و فساد اخلاقى گسترش يافته است . اگر ما تنها به فكر پيشرفت مادّى باشيم و معنوياتمان خدشه‌دار شود ، ما نيز اسير و گرفتار مشكلات امروزىِ كشورهاى غربى مىشويم . حتى عده‌اى از هموطنان غرب‌زدهء ما كه دل‌هاى تيره و مغزهاى منحرف داشتند و گفتند ما نمىتوانيم در يك كشور اسلامى زندگى كنيم و به صورت قاچاق يا رسمى ، از ايران خارج شدند و به غرب رفتند و در آنجا زندگى كردند ، پس از گذشت مدتى ، شروع به بازگشت به ايران كردند . گروهى از اين افرادى كه به ايران باز گشتند ، به خاطر كارهايى كه كرده بودند ، احتمال مىدادند كه دستگير و زندانى شوند . با اين حال ، خطر زندانى شدن را هم به جان خريدند و به ايران باز گشتند . چرا اين افراد به ايران باز گشتند ؟ زيرا محيط زندگى غرب با فرهنگ و مذهب ما تطبيق نمىكند و مانند آنها زندگى كردن ، براى ما شيرين نيست . اگر ما از معنويات خالى شديم ، حتى در صورتى كه از نظر مادّى پيشرفت كنيم ، بدون ترديد ، وضعيتى را پيدا مىكنيم كه از نظر ما ، نامطلوب و غير رضايت‌بخش است . اين نكته را هم تذكر دهم كه از سخنان من برداشت نشود كه من با صنعت و كارخانه و شهرسازى و بازسازى مخالفم و مىگويم : كشور ، اقتصاد نمىخواهد و مردم بايد فقط به فكر معنويات ، انجام مستحبات ، نماز خواندن و زيارت رفتن باشند . من چنين چيزى نمىگويم . من خودم براى پيشرفت در جهات مادّى و علومِ روزِ جامعه اهميتِ بسيار قائل هستم . چندى پيش براى معالجه ، به مدت چهار روز به انگليس رفته بودم . در آنجا بسيار تلاش كردم تا با دانشگاه‌ها ، استادان و برنامه‌هاى آنها از نزديك ديدار كنم . در اين رابطه ، از دانشگاه آكسفورد نيز ديدن كردم . من قبلًا دانشگاه‌هاى « عين الشمس » و « ازهر » را ديده بودم و تحت تأثير قرار نگرفته بودم . با اين حال در آكسفورد بسيار تحت تأثير قرار گرفتم . اگر ديگران در جهتِ ساختنِ دنياى بهتر براى مردم و حلّ مشكلات و بر طرف كردنِ كمبودهاى آنها ، روزها كار مىكنند ، ما بايد شب و روز كار كنيم . اگر آدم‌ها با قدم‌هاى عادى در اين راه حركت مىكنند ، ما بايد تمام نيروهايمان را بسيج كنيم و اين مسير را با قدم‌هاى سريع طى كنيم . بايد بيابان‌ها را آباد كنيم و نگذاريم زمين‌هاى كشورمان هرز بروند . اما در عين حال ، بايد به فكر تأمين و تقويتِ معنوياتِ مردم باشيم . تقويت معنويات هيچ مشكلى براى ما ايجاد نمىكند و هيچ هزينه‌اى ندارد . نه ارزبَر است و نه احتياج به ارز دارد و نه احتياج به زمان دارد و نه انسان را خانقاه‌نشين و بيكار و بيعار مىكند . ان‌شاءالله همهء ما بايد مواظب باشيم كه معنويات جامعه تأمين شود . از جمله مراكزى كه معنويات مردم را تأمين مىكند ، مراكز علمى و دينى و خصوصاً حوزه‌هاى علميه هستند . ان‌شاءالله مسئولانِ آن مراكز نيز دقت لازم را براى تأمين معنويات مردم داشته باشند . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فى دينِ اللَّهِ افْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ انَّهُ كانَ تَوّاباً « 2 »

خطبهء دوم

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا ابِى الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيّينَ وَ عَلَى ابْنَتِهِ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ وَ عَلى عَلِىٍّ اميرِ الْمُؤْمِنينَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْحُجَّةِ الْقائِمِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِىِّ صَلَواتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِمْ اجْمَعينَ . عِبادَ اللَّه ! اتَّقُوا اللَّه . بندگان خدا ! تقوا پيشه كنيد . باران به شدت مىبارد . من در جايگاه ايستاده‌ام و خيس نمىشوم ؛ اما برادران و خواهران عزيز خيس مىشوند . بنا بر اين خطبهء دوم را بسيار كوتاه ، در حدّى كه صدقِ كند خطبه خوانده شده ، برگزار مىكنم
هامش
( 1 ) - سورهء نحل ( 16 ) ، آيهء 96 . ( 2 ) - سورهء نصر ( 110 ) .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 733 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي