[ اگر اين بيعت كنندگان نبودند ، و يارانْ حجت بر من تمام نمىنمودند و خدا عُلما را نفرموده بود تا ستمكارِ شكمباره را بر نتابند و به يارىِ گرسنگانِ ستمديده بشتابند ، رشتهء اين كار را از دست مىگذاشتم و پايانش را چون آغازش مىانگاشتم . ]
آنچه در اين جملاتِ امير المؤمنين عليه السلام جاودانه است ، اين است كه ايشان در بارهء پذيرفتنِ خلافتِ حكومت اسلامى كه خلافت رسول الله صلى الله عليه و آله است و وسعتِ آنْ چنان پهناور است كه كشور ايران يكى از قلمروهاى حكومتِ آن بوده ، مىفرمايد :
اگر پشتوانهء معنوىِ حضور حاضر و خواستِ مردم نبود ، من اصلًا اين خلافت را نمىپذيرفتم و آن را رها مىكردم . هر گاه پشتوانهء زندگىِ انسانْ معنويات باشد ، يكى از آثارش اين است كه انسان در زندگى با اطمينان خاطر زندگى مىكند و نگران و مضطرب نيست . از گذشته پشيمان نيست و به آينده اميدوار است . چنان كه قرآن شريف مىفرمايد :
« الا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » « 1 »
[ آگاه باشيد كه دلها به يادِ خدا آرامش مىيابد . ]
هامش
( 1 ) - سورهء رعد ( 13 ) ، آيهء 28 .