تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
اهل سنت از او نقل كرده‌اند . در تاريخ آمده است كه حضرت امام صادق عليه السلام را با انگور سمّى به شهادت رسانيدند . حضرت موسى بن جعفر عليه السلام ، ايشان را غسل داد ، كفن كرد و لباس‌هاى احرام و يكى دو تكّه از لباس امام سجاد عليه السلام را نيز جزو كفنْ قرار داد . يك بُردِ گران قيمت را نيز جزو كفنِ ايشان قرار داد . حضرت موسى بن جعفر عليه السلام پدر بزرگوارش را در كنار قبر جدّش ، حضرت سجاد عليه السلام و پدرش امام باقر عليه السلام و جدّ مادرىاش امام حسن عليه السلام دفن نمود . حضرت امام حسين عليه السلام جدّ پدرىِ امام صادق عليه السلام و حضرت امام حسن عليه السلام جدّ مادرىِ ايشان است . ان‌شاءالله خداوند همهء ما را از دوستداران و پيروان و ارادتمندان و شيعيان و عمل كنندگان به دستورهاى حضرت امام صادق عليه السلام قرار دهد . هنگامى كه ما زندگى انسان را به طور كلان در نظر مىگيريم ، مىبينيم كه در زندگى دو راه در پيشِ روىِ انسان وجود دارد : اول راه انبيا ، مانند ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السلام و حضرت محمد صلى الله عليه و آله و حضرت على عليه السلام ؛ دوم راهى كه انسانْ خود بر اساس خواسته‌ها و هوس‌هايش بر مىگزيند . اين دو راه ، يك تفاوتِ اساسى با يكديگر دارند و آن تفاوت ، اين است كه اساسِ راه انبيا بر معنويات است ؛ اما راه هوا و هوس ، هيچ بهره‌اى از معنويات ندارد و اساسِ آن بر هوس‌ها و غريزه‌ها است . معمولًا مستكبران ، مشركان ، كفّار ، منحرفان و مفسدانْ رهروِ راهِ هوا و هوس هستند . در راه انبيا همه چيز به نام خدا و براى خدا شروع مىشود و ادامه مىيابد . هر عمل و انتخابى ، خواه عبادى ، اقتصادى ، نظامى ، فرهنگى ، اجرايى ، خواه جنگ و صلح و يا حركت و سكون ، تكيه‌گاهش خداوند است . ممكن است فكر كنيد اين حرفْ تنها در اعمال عبادى درست است ؛ زيرا عبادات براى اينكه درست انجام شوند ، به قصدِ قربت نياز دارند و اگر قصدِ امر و امتثال نباشد ، عبادتْ صحيح نيست . اما در افعال غير عبادى و توصُّلى لازم نيست كه عمل براى رضاى خدا انجام شود بلكه صِرفِ انجام عمل ، كافى است . ببينيد وقتى كه مىگوييم واجبات توصّلى بدون قصد قربت هم صحيح هستند ، منظورمان صحت و بطلان فقهى است ؛ اما در اينجا منظور من از اينكه مىگويم در راه انبيا هر عملى بايد بر اساس معنويات باشد ، صحت و بطلانِ فقهى نيست . منظور من همان چيزى است كه خداوند متعال مىفرمايد : « قُلْ انَّ صَلاتى وَ نُسُكى وَ مَحْياىَ وَ مَماتى لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ » « 1 » [ بگو نماز من و قربانى من و زندگى من و مرگ من براى خدا آن پروردگارِ جهانيان است ] زندگى و مرگ ، جزو افعال عبادى نيست اما از اين آيهء شريفه مىفهميم كه حتى زندگى و مرگ و افعال مشابهِ آن هم بايد پشتوانهء الهى داشته باشند . همچنان كه پس از كشته شدنِ خليفهء سوم ، هنگامى كه مردم به حضرت على عليه السلام روى آوردند و از او خواستند كه خلافت را در دست بگيرد ، در مورد انگيزهء خود از به دست گرفتنِ خلافتْ چنين فرمود : « لَوْلا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا اخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ انْ لا يُقَارُّوا عَلى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَها عَلى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ اوَّلِهَا » « 2 »
هامش
( 1 ) - سورهء انعام ( 6 ) ، آيهء 162 . ( 2 ) - ر . ك : نهج البلاغه ، ترجمهء دكتر شهيدى ،Yشركت انتشارات علمى و فرهنگى ، خطبهء 3 ، ص 11 ، چاپ پنجم ، 1373 ه . ش .