تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
از صدر اسلام تهيه شده است ؛ امّا گذشتِ روزگار و نبودن قدرتِ حكومت در دست ما و پياده نشدن نظام ، سبب شده است تا در سطح عموم ، آشنايى كامل با مسائل حكومتى نداشته باشيم . براى شناخت نظر اسلام در مسائل حكومتى و اجتماعى ، بايد از روايات و منابع اسلامى استفاده كرد ؛ پاره‌اى از رواياتِ نقل شده از معصومين ، در اين زمينه است . بعضى از آنها مختصر و بعضى ديگر نسبتاً مفصّل و جامع و داراى ابعاد مختلف است . از مطالبى كه نسبتاً به طور جامع نقل شده است ، سخنرانىهاى حضرت على عليه السلام است . من جملاتى از اوايل نامهء حضرت على عليه السلام به مالك اشتر را يادداشت كرده‌ام و امروز در خطبهء اوّل به حضور برادران و خواهران گرامى عرض مىكنم . « اعْلَمْ يَا مَالِكُ انّى قَدْ وَجَّهْتُكَ الى بِلادٍ قَدْ جَرَتْ عَلَيْهَا دُوَلٌ قَبْلَكَ مِنْ عَدْلٍ وَ جَوْرٍ وَ انَّ النَّاسَ يَنْظُرُونَ مِنْ امُورِكَ فى مِثْلِ مَا كُنْتَ تَنْظُرُ فيهِ مِنْ امُوْرِ الْوُلَاةِ قَبْلَكَ وَ يَقُولُونَ فيكَ مَا كُنْتَ تَقُولُ فيهِمْ . » « 1 » [ مالك ! بدان كه من تو را به شهرهايى مىفرستم كه دولت‌هاى پيش از تو در آنها به داد يا ستم فرمان رانده‌اند ، و مردم در كارهاى تو چنان مىنگرند كه تو در كارهاى واليانِ پيش از خود مىنگريستى و در بارهء تو آن مىگويند كه در بارهء آنان مىگفتى . ] وضعيت آن روز كشور مصر كه امير المؤمنين عليه السلام در مورد آن سخن گفته‌اند ، بسيار شبيهِ امروزِ ايران بوده است . مصر ، سرزمين پهناورى بوده كه تاريخ طولانى و پر ماجرايى داشته است . نظام‌ها ، انسان‌ها ، اشخاص ، دولت‌ها آمده‌اند و رفته‌اند تا امروز نظامى به نام نظام اسلامى در آن بر پا شده است . پس از مدت‌ها گذشت زمان ، مالك اشتر به آن سو مىرفت تا نظام اسلامى را در تحت ولايت مطلق على بن ابى طالب پياده كند . حضرت على عليه السلام مىفرمايد : مالك ! بدان كه مردم مواظب تو هستند ، همچنان كه شما مواظب پيشينيان بوديد . آنان در بارهء شما قضاوت‌ها مىكنند ، حرف‌ها مىزنند و سخن‌ها مىگويند ، همچنان كه شما در بارهء واليانِ پيش از خود قضاوت مىكرديد و سخن مىگفتيد . افكار عمومى را ناديده نگيريد ! مردم را در محاسبه‌هايتان به حساب آوريد ! فكر مردم ، برداشت مردم ، رضايت مردم و غضب مردم در سرنوشت حكومت شما نقش تعيين كننده دارد . در به حساب آوردنِ مردم و اهميت نظر مردم ، اين جملات را فرموده‌اند : « انَّمَا يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحينَ بِمَا يُجْرِى اللَّهُ لَهُمْ عَلى الْسُنِ عِبَادِهِ . » « 2 » [ نيكوكاران را به نام نيكى توان شناخت كه خدا از ايشان بر زبان‌هاى بندگان جارى مىسازد . ] مطالبى كه در زبان مردم ، در گفتگوى مردم ، در قضاوت مردم و بندگان خدا كه امّت اسلامى را تشكيل مىدهند ، جارى مىشود ؛ به اين مطالب در بارهء صالحين و اثبات صالح بودن آنها استدلال مىگردد . « فَلْيَكُنْ احَبُّ الذَّخائِرِ الَيْكَ ذَخِيرَةَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ . » « 3 » [ پس نيكوترين اندوختهء خود را كردار نيك بدان . ] « فَامْلِكْ هَوَاكَ وَ شُحَّ بِنَفْسِكَ عَمَّا لَايَحِلُّ لَكَ . » « 4 » [ هواى خويش را در اختيار گير و بر نفس خود
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، ترجمهء سيد جعفر شهيدى ، ص 325 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - همان . ( 4 ) - همان .