اما يك كمبود و خلأ معنوى در زندگىِ آنها احساس مىشود كه مشكلات فراوانى برايشان به وجود آورده است . حال ، اين مشكلات معنوى يا در اثر دستاوردهاى همان تمدن مادّى به وجود آمده و يا اينكه اين مشكلات را از قبل داشتهاند و تمدّن مادى نتوانسته است آن را درمان كند .
از تجربهء كشورهاى غربى فهميده مىشود كه زندگى بشر تنها از جنبهء مادّى ساخته نشده است ، بلكه جنبهء ديگرى هم دارد ؛ جنبهء معنوى ، روحى ، اخلاقى و يا هر نام ديگرى كه مىخواهيد بر آن بگذاريد .
در نتيجهء خلأ و كمبود آن جنبهء معنوى ، مشكلات معنوى خاصّى براى انسان به وجود مىآيد كه راه حلّ مادّى ندارد و بايد آنها را از همان راههاى معنوى و روحى ، بر طرف نمود .
غربىها نيز خودشان كمبود و خلأ مادى در جامعههايشان را احساس كردهاند و در به در دنبال راه حلهاى اخلاقى ، معنوى ، فكرى ، عقيدتى و تربيتى براى مشكلاتشان مىگردند .
جنبهء معنوىِ وجود انسان ، همان چيزى است كه مكتب انبيا و بسيارى از مكتبهاى فلسفى و اخلاقىِ مشرق زمين بر آنها استوار شده است .
خلاصه اين كه مسائل معنوى در زندگى انسان ، تأثير و اهميتِ فراوان دارد . اگر بيش از پنجاه درصد از زندگى انسان ، تحت تأثير مسائل معنوى نباشد ، حد اقل پنجاه درصد از زندگىِ انسان تابع مسائل معنوى است .
ما مسلمانان اگرچه از نظر مسائل مادى عقب مانده باشيم يا عقب رانده شده باشيم ، اما از نظر مسائل معنوى بسيار غنى هستيم و مكتبها ، كتابها ، آثار ، نوشتهها ، نظمها و نثرهاى معنوىِ فراوانى داريم . ما در مسائل معنوى ، ذخاير گرانبها و ارزشمندى داريم كه غربىها مانندِ آن را ندارند .
افراد فراوانى هستند كه در ميان ما از نظر مسائل معنوى و فكرى و مانند آنها ، جزو افراد معمولى محسوب مىشوند ؛ اما همين افراد هنگامى كه به غرب مىروند ، غربىها از آنان به عنوان شخصيت بزرگ ، دانشمند و استاد ياد مىكنند . آنها را براى صحبت كردن ، دعوت مىكنند . كتابهايشان را ترجمه مىكنند و آثارشان را مورد بررسى و تحقيق قرار مىدهند .
از نظر كاربردى ، امور مادّى كاربردِ فراوانى در ميدان جنگ ، در صلح ، در سياست و در مسائل اجتماعى دارد اما امور معنوى نيز به معناى انزوا ، گوشهگيرى و عقبماندگى نيست . اگر كسى چنين قضاوت كند ، يك قضاوتِ ناآگاهانه مرتكب شده است .
اگر عميقاً مطالعه كنيم ، مىبينيم كه امور معنوى ، تأثير بسيار فراوانى در زندگىِ انسان دارند . يك مثال روشنِ آن ، كه ما با همهء وجودمان آن را ديديم و احساس كرديم ، همين انقلاب شكوهمند ايران بود .
در اين انقلاب و در جنگ تحميلى ، رويدادهايى پيش آمد كه در آنها ، ماديات در برابر معنويات ايستاد و با هم مقابله كردند و همهء ما ديديم كه كاربردِ معنويات بسيار قوىتر بود . به همين دليل هم انقلاب صورت گرفت و به يك پيروزى شكوهمند دست يافت و سپس به خارج از ايران نيز صادر شد .
در جنگ تحميلى ، همهء دنيا با تمام قدرت عليه ايران به ميدان آمدند و در برابر ايران ايستادند و از دشمن ايران حمايت كردند ؛ اما نتوانستند معنويت را شكست دهند .
( تكبير نمازگزاران )
همهء ما اين حوادث را با تمام وجودمان لمس كرديم و چه انقلابى باشيم يا ضد انقلاب و چه از انقلاب خوشمان بيايد يا نيايد ، اگر ذرهاى انصاف داشته باشيم ، با مرور حوادثِ يكى دو دههء اخير در ذهنمانْ بحرانها ، مصيبتها ، مقاومتها و شهادتها ، فداكارىها ، قناعتها ، زهدها ، و
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 691
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٦٩١