تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
بود كه چون پيامبر صلى الله عليه و آله مرگِ خود را نزديك مىديد ، مىخواست سرانِ جريان فكرى دوم را از شهر بيرون فرستد تا پس از او در شهر نباشند كه براى به دست گرفتنِ حكومتْ توطئه كنند . پيامبر صلى الله عليه و آله در بارهء كسانى كه حاضر نشدند همراه لشكر اسامه عازمِ جنگ شوند ، فرمود : « نَفِّذُوا جَيْشَ اسامَةَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ تَاخَّرَ عَنْهُ » « 1 » مقابلهء دو جريان فكرى در صدر اسلام ، آن قدر شديد بود كه در جريان انتخابِ حضرت على عليه السلام به ولايت ، خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اگر اين مطلب را بيان نكنى ، اصلًا رسالت خداوند را انجام نداده‌اى ! زيرا روح و باطنِ رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و تداومِ آن در گرو اعلامِ اين مطلب بود . اى پيامبر ! اگر فكر مىكنى كه زمينهء اجتماعى براى پذيرش ولايت على عليه السلام وجود ندارد و مخالفان ، جار و جنجال و اغتشاش مىكنند ، نگرانِ آنها نباش ؛ زيرا : « وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » « 2 » [ و خدا تو را از مردمْ حفظ مىكند . ] برخى افراد براى اين آيه ، شأن نزولِ ديگرى بيان مىكنند كه چنين است : گروهى از صحابه به نوبت از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله محافظت و پاسدارى مىنمودند . در يكى از جنگ‌ها ، شب هنگام كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خيمهء خود خوابيده بود ، جبرئيل خدمت ايشان رسيد و گفت : محافظانِ شما در زحمت هستند . آنها را مرخص كن تا بروند . اگر هم كسى خواست كه به تو آسيبى برساند ، نگران نباش ؛ زيرا : « وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » « 3 » [ و خدا تو را از مردمْ حفظ مىكند . ] اما اين شأن نزول ، با سياق و شيوهء سخن در آيه‌هاى پيشين ، ناسازگار است . اختلاف بين دو جريان فكرى از صدر اسلام وجود داشت تا اينكه سرانجام زمانِ رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرا رسيد و روح مقدسِ ايشان پرواز كرد . آنگاه پرده‌ها بالا رفت . كينه‌ها روشن شد و آن جريان فكرى كه در حادثهء افْك ، در صلح حُديبيّه و در جنگ حُنين ، خود را نشان داده بود ، در سقيفهء بنى ساعده آشكارا به ميدان آمد و برخورد ميان دو جريان فكرى آغاز شد . وقتى كه انسانْ حوادث سقيفهء بنى ساعده را بررسى مىكند ، متوجه مىشود كه چرا در حجّة الوداع رسول اللّه صلى الله عليه و آله اصرار مىنمود كه همهء مسلمانان حتى آنها كه مسير حركتشان از سَمتِ غدير خم نبود ، در مراسم غدير خم شركت كنند . در روز غدير خم ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به هيچ يك از مسلمانانْ اجازهء مرخصى و عدم شركت در مراسم غدير خم را نداد . در آن روز ، هوا بسيار گرم بود به حدّى كه مردم لباس‌هايشان را بيرون مىآوردند و آنها را دور پاهاى خود مىپيچيدند كه گرماى زمين ، پاى آنها را نسوزانَد . در چنين شرايط سختى ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله يك سخنرانى مفصل به اندازهء يك جزء قرآن ايراد فرمودند . اين نشان دهندهء اهميتِ آن مطالب از نظر پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله است . هدف پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از ايرادِ آن سخنرانىِ نسبتاً مفصل در روز غدير خم ، اين بود كه مردم را آگاه و هوشيار كنند تا آن جريانِ خطرناك نتواند آنها را منحرف سازد . اما متأسفانه جريان فكرى خطرناك پيروز شد و نزديك به يك قرن ، آن هم قرن اول هجرى به درگيرى با اعضاى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و كشتارِ آنها پرداخت . در كتاب مقاتل الطالبيّين نام‌هاى گروهى از
هامش
( 1 ) - همان ، ج 27 ، ص 324 ، باب 1 ، روايت 4 . ( 2 ) - سورهء مائده ( 5 ) ، آيهء 67 . ( 3 ) - همان .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 667 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي