تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
آنها حكومت اسلامى را بر پا نموده است ؛ پس نبايد سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله بر حرف‌هاى آنها مقدّم داشته شود . در اوايل ظهور اسلام ، اكثريتِ مسلمانان با افرادى بود كه مطيع محضِ پيامبر صلى الله عليه و آله بودند . اما پس از گرايش عمومى و دسته‌جمعىِ قبايل به اسلام و مسلمان شدنِ برخى از افراد با انگيزه‌هاى غير خالص ، بستر اجتماعى لازم براى رشد افراد گروه دوم به وجود آمد و انديشهء آنها به يك گرايش و فكر اجتماعى تبديل شد . جريان فكرى دوم در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله ، در موارد فراوانى اظهار وجود كرده و در برابر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ايستاده و مخالفت كرده است . يكى از اين موارد ، جريان صلح حُدَيبيّه است . برخى از افرادِ جريان فكرىِ دوم با صلحْ مخالفت كردند و با تمام توانْ در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله مقاومت نمودند . امّ سلمه مىگويد در اثر اين برخوردِ آنها ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله آنچنان غمگين شدند كه من هيچ گاه ايشان را چنان غمگين نديده بودم . بعدها در جنگ حُنَين و حادثهء سقيفه نيز جريان فكرىِ دوم ، خود را نشان داد . به تدريج جريان فكرى دوم به صورت يك خطر جدى در آمد و گاه و بيگاه خود را نشان مىداد و بَعد سكوت مىكرد . در ظاهر خود را نشان نمىداد اما مانند آتش زير خاكستر مىشد . بعضى از افراد مىگويند تمام صحابهء پيامبر صلى الله عليه و آله عادل هستند . اگر اين حرفْ درست است ، پس چرا خداوند در سورهء منافقين مىفرمايد : « اذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ انَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ انَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ انَّ الْمُنافِقينَ لَكاذِبُونَ » « 1 » [ چون منافقان نزدِ تو آيند ، گويند : شهادت مىدهيم كه تو پيامبر خدا هستى ، خدا مىداند كه تو پيامبرش هستى و خدا شهادت مىدهد كه منافقان دروغگويند . ] همچنين اگر همهء صحابهء پيامبر صلى الله عليه و آله عادل بوده‌اند ، پس چرا خداوند فرموده است : « وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ الَّا انْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً . . . » « 2 » [ پاره‌اى از مردم گويند : به خدا و روز قيامت ايمان آورده‌ايم ، حال آن كه ايمان نياورده‌اند . اينها خدا و مؤمنان را مىفريبند و نمىدانند كه تنها خود را فريب مىدهند . در دل‌هاشان مرضى است و خدا نيز بر مرضشان بيفزوده است . . . ] با اوج گرفتنِ خطر جريان فكرى دوم ، كم كم پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر آنها موضع‌گيرى كرد . موضع‌گيرى علنىِ پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر جريان فكرى دوم ، رويداد غدير خم و سخنرانى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در غدير خم بود . حجم اين سخنرانىِ ايشان نزديك به يك جزء قرآن است . قسمت كوتاهى از اين سخنرانى در نزد ما مشهور است . « مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ . اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ » « 3 » يكى از موضع‌گيرىهاى ديگرِ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در برابر جريان فكرى دوم ، تصميم‌گيرىِ ايشان در روزهاى آخر عمر به نوشتنِ وصيت‌نامهء سياسى بود كه فرمود : « آتُونى بِقِرْطاسٍ » ، اما نگذاشتند . يكى از موضع‌گيرىهاى ديگرِ ايشان در برابر جريان فكرى دوم ، حادثهء لشكر اسامة بن زيد
هامش
( 1 ) - سورهء منافقون ( 63 ) ، آيهء 1 . ( 2 ) - سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 8 - / 10 . ( 3 ) - ر . ك : مجلسى ، محمدباقر ، بحار الانوار ، ج 2 ، ص 225 ، باب 29 ، روايت 3 .