همهء ما معتقد و پيرو و مقيم آستان و عاشق امام زمان هستيم . هر كدام از ما كه موفق شود ، به زيارت سامرّاء رود ، خاك زادگاه حضرت ولى عصر عليه السلام را به قلب و چشمش مىمالد و از آن ، شفا طلب مىكند .
امروز من از اين صحبتِ كوتاه در اين محفل مقدس در خدمت شما برادران عزيز و خواهران گرامى ، مىخواهم اين نتيجه را بگيرم كه عشق ، دوستى ، محبت و اطاعتِ ما نسبت به امامان معصوم ، بسيار خوب و شايسته است ؛ اما معرفتِ ما نسبت به آنان ، در حدّ شايسته نيست .
پس بكوشيم تا امامانِ خود را آن گونه كه شايسته است ، بشناسيم .
فردى براى ديدن امام صادق عليه السلام به مدينه آمد . در كوچههاى مدينه ، آن حضرت را ديد و به ايشان عرض كرد : يابنَ رسولِ اللَّه ! من اهل مدينه نيستم و از مكه به سوى شما آمدهام .
من در مكه نذر كردهام كه اگر شما قائم آل محمّد ( صلوات نمازگزاران ) باشيد ، من از زن و بچه و زندگى دست بردارم و تا آخر عمر در خدمت شما باقى بمانم ؛ اما اگر شما قائم آل محمّد ، نيستيد ، من به دنبال خانه و زندگىِ خود بروم .
امام صادق عليه السلام نگاهى به آن شخص كردند ، اما جوابى به او ندادند و به راه خود ادامه دادند . آن مرد يك ماه در كوچههاى مدينه سرگردان بود . پس از گذشت يك ماه ، امام صادق عليه السلام باز آن مرد را در كوچههاى مدينه ديدند و به او فرمودند : تو هنوز در مدينه هستى ؟
آن مرد گفت : شما هنوز به من جواب ندادهايد و من حيرانم كه بايد چه كار كنم .
حضرت به او فرمودند : در فلان وقت ، به منزل ما بيا . آن مرد در زمانى كه معيّن شده بود ، خدمت امام صادق عليه السلام رسيد .
امام صادق عليه السلام به آن مرد فرمودند :
داستانت را برايم نقل كن ! آن مرد گفت :
من در مكه بودم . در ميان مقام ابراهيم و بيت اللّه الحرام نذر كردم كه نزد شما بيايم و از شما بپرسم كه اگر شما قائم آل محمّد ( صلوات نمازگزاران ) باشيد ، تا آخر عمرم نزد شما بمانم و شما را ترك نكنم . امام صادق فرمودند : « كُلُّنا قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ » ( صلوات نمازگزاران ) ؛ همهء ما نه تنها من ، بلكه پدرم و پدرِ پدرم و جدّم و فرزندم و نوهام ، همگى « قائم آل محمّد » ( صلوات نمازگزاران ) هستيم .
آن مرد عرض كرد : يابنَ رسولِ اللَّه ! منظورم اين است كه : « انْتَ الْمَهْدِى ؟ » آيا شما حضرت مهدى هستيد ؟
امام صادق عليه السلام فرمود : « كُلُّنا مَهْدِىُّ الَى اللَّهِ » ؛ آرى . همهء ما به سوى خداوند هدايت شدهايم .
آن مرد باز پرسيد : « انْتَ صاحِبُ السَّيْفِ وَ وارِثُ السَّيْفِ ؟ » ؛ آيا شما وارثِ شمشير پيامبر صلى الله عليه و آله هستيد و آن شمشير در نزد شما است ؟ حضرت فرمودند : « كُلُّنا وارِثُ السَّيْفِ وَ صاحِبُ السَّيْفِ » ؛ همهء ما وارث و صاحب شمشير هستيم .
آن مرد باز پرسيد : آيا آن آقايى كه مىآيد و حكومت جهانى تشكيل مىدهد ، دنيا را اصلاح مىكند ، رحمتِ گستردهء الهى را با خود به ارمغان مىآورد ، شما هستيد ؟ آيا آن آقايى كه « يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً » ( پس از آنكه دنيا از ظلم و ستم ، پر شد ، آن را سرشار از عدل و دادگرى مىكند ) شما هستيد ؟
حضرت نگاهى به آن مرد كردند و فرمودند : « كَيْفَ اكُونُ ذلِكَ ؟ وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ السِّنِّ خَمْساً وَ ارْبَعينَ ! » ؛ من اكنون به سنّ چهل و پنج سالگى رسيدهام و در حال پير شدن هستم . چگونه من مىتوانم آن شخص باشم ؟ !
سپس حضرت امام صادق عليه السلام در وصف مهدى موعود ، فرمودند : « انَّ صَاحِبَ هذَا الْأَمْرِ اقْرَبُ بِعَهْدِ اللَّبَنِ مِنّى وَ اخَفُّ ظَهْرَ الدَّابَّةِ » ؛
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 531
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٣١