[ ما از آنِ خدا هستيم و به او باز مىگرديم . ]
همهء اجزاى عالَم هستى تماماً به فرمانِ خداوند هستند ؛ چنان كه قرآن كريم مىفرمايد :
« انْ مِنْ شَىْءٍ الَّا يُسَبِحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ » « 1 »
[ هيچ موجودى نيست جز آنكه او را به پاكى مىستايد ، ولى شما ذكرِ تسبيحشان را نمىفهميد . ]
گروهى از اجزاى اين جهان هستى ، بنى آدم يا انسان ناميده مىشوند .
انسان همواره در حالِ فعاليت است ، با گوش مىشنود ، با پا راه مىرود ، با زبان صحبت مىكند . حتى اگر اندامهايش هم آرام باشند ، با ذهنش فكر مىكند .
آيا شما تا به حال تمرين كردهايد كه براى چند لحظه ، كاملًا بى كار باشيد ؟ آزمايش كنيد و ببينيد آيا مىتوانيد اعضاى بدن و ذهنِ خود را چند دقيقه از فعاليت كردن ، باز بداريد ؟
اگر آزمايش كنيد ، خواهيد ديد كه نمىتوانيد تمام اعضاى بدن و ذهن خود را از فعاليت كردن باز بداريد و متوقف كنيد .
ممكن است اعضاى بدنِ شما براى چند لحظه هيچ حركتى نكنند ؛ اما ذهن شما همواره در حال فعاليت و حركت است . افعالى كه ما با اعضاى مختلفِ بدن و با ذهنمان انجام مىدهيم ، اگر هماهنگ و مطابق با روند تكاملىِ پيكر جهان هستى باشند ، عمل نيك ناميده مىشوند . پس عمل نيك ، هماهنگ و مطابق با ارادهء متجسّمِ خداوند است .
اگر انسان ، عملى مخالف با روند تكاملىِ پيكر جهان هستى انجام دهد ، آن عملْ قبيح ناميده مىشود .
بنا بر اين ، اكنون حكم كلىِ شناسايىِ عمل پليد برايمان روشن شد . مصاديق اين حكم كلى را چگونه بايد شناسايى كنيم ؟ به تعبير ديگر ، من از كجا بفهمم كه به عنوان مثالْ اين سخنِ من ، مطابق روند تكاملى جهان هستى است يا مخالف آن است ؟
در اينجا نقش شارع براى ما آشكار مىشود . شارع به ما مىگويد : نماز بخوان ! روزه بگير ! قرآن بخوان و به حج برو ! به خلقِ خدا خدمت كن و . . . اين كارها خوب است . اين كارها ، مطابق با آن حركت تكاملىِ دنيا است .
شارع به ما مىگويد : غيبت نكن ! تهمت نزن ! دروغ نگو ! ظلم نكن ! اين كارها بد است و مخالف حركت تكاملىِ جهان هستى است . اگر مرتكب انجام اين كارها بشويد ، در مقابل و بر ضدّ حركت تكاملىِ پيكرهء واحدِ
هامش
( 1 ) - / سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 44 .