تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
در دنياى امروز ، گاه درگيرىهايى رخ مىدهد كه انسان نمىداند چه كسى را محكوم كند . قاتل را يا مقتول را يا هر دو را ؟ در برخى از حوادث جهان امروز ، معلوم نيست كه چه كسى ظالم است و چه كسى مظلوم است . در برخى از رويدادها ، انسان نمىداند كه بايد خداوند را سپاس بگزارد يا طلب مغفرت كند ، الحمد للّه بايد بگويد يا استغفر الله ؟ ! به عنوان مثال ، در قضيهء پاناما شما چگونه قضاوت مىكنيد ؟ آيهء شريفه‌اى كه برايتان تلاوت كردم ، بيانگر علت سقوط زندگى انسان است . از اين آيهء شريفه مىفهميم كه اگر عمل انسان بد شود ، خداوند نيكىها ، طيّب‌ها ، طهارت‌ها و پاكىها را از زندگى انسان مىگيرد و انسانْ گرفتار و حيرت‌زده مىشود . به عنوان مثال در قضيهء پاناما انسان نمىداند چه كسى را بايد محكوم كند . از يك طرف ، به آمريكا مىگوييم : اى آمريكا ! ننگ بر تو كه به يك كشور ، حملهء مسلحانه كرده‌اى و رئيس آن دولت را دستگير كرده‌اى و او را سرقت كرده و به كشور خودت برده‌اى . از طرف ديگر گفته مىشود كه شخصى كه آمريكا به او حمله كرده ، يك قاچاقچى بين المللىِ مواد مخدر بوده است . آيا چنين شخصى قابل دفاع است ؟ بنا بر اين انسان متحير مىشود و گاه آمريكا را محكوم مىكند و گاه هر دو طرف را محكوم مىكند . چرا محاسبات مربوط به زندگى بشر ، اينچنين مضطرب و سر در گم شده است ؟ علت اين امر ، آن است كه انسان عصر حاضر ، از خداوند و عقل دور شده است . ديگر انسان از حق الهام نمىگيرد . ديگر انسان ، تابع حُسن و قُبح عقلى نيست و هوا و هوس بر زندگى بشر حكومت مىكند . من نمىخواهم بگويم كه زندگى بشر ، پيش از اين ، همواره حيات طيّبه بوده و به تازگى چنين پليد شده است . هميشه جنگِ خير و شر و حق و باطل وجود داشته است : « انَّ لِلَّهِ دَوْلَتَيْنِ ، دَوْلَةُ آدَمَ وَ ابْليسَ . » « 1 » به درستى ، خداوند دو دولت دارد : دولت آدم و دولت ابليس . اما هرگز فساد و تباهى ، چنين زندگى بشر را فرا نگرفته بوده است . آيهء مباركه‌اى كه در بارهء عمل صالح و زندگى طيّب برايتان خواندم ، معنايش آشكار است . پيامش هم روشن است . زندگى اجتماعى بشر در جهان امروز هم نمونه و مصداقى از پيام اين آيهء شريفه است . شما به انقلاب رسول اللّه صلى الله عليه و آله و عصر بعثت نگاه كنيد . عصر بعثت و دورانِ پس از آن نيز مصداق ديگرى براى اين آيهء شريفه است . در عصر بعثت ، پيامبر صلى الله عليه و آله بيست و سه سال زحمت كشيد و مردم را به اعمال صالح دعوت كرد . آنگاه در حجّة الوداع با مردم سخنانى گفت كه براى ما بسيار آموزنده است . نقل شده است « 2 » كه سلمان رحمه الله گفته است : در حجة الوداع ، پيامبر صلى الله عليه و آله جلوِ درِ كعبه ايستاده بود و با دستِ خود حلقهء درِ كعبه را گرفته بود . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله با نداى بلند ، مردم را فرا خواند . همهء مردم حتى آنان كه در بيرون از مسجد بودند ، به سوى ايشان آمدند و پيرامونِ ايشان جمع شدند . مسجد الحرام لبريز از جمعيت شد . نفَس‌ها در سينه‌ها حبس شد . پيامبر صلى الله عليه و آله نگاهى به مردم كرد . جمعيت را آمادهء شنيدن ديد . آنگاه فرمود :
هامش
( 1 ) - / ر . ك : علامه مجلسى ، بحار الانوار ، ج 75 ، ص 88 . ( 2 ) - / همان ، ج 100 ، ص 91 .