تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
گروهى از مردم داراى چنين برداشتى بشوند ، اين يك فاجعه است . در ابتداى انقلاب ، با وجود حضرت امام اگر ما آن وحدت و يكپارچگى را نداشتيم ، معلوم نبود كه سرنوشت انقلاب چه مىشد . اكنون ديگر حضرت امام در ميان ما نيست . ما بايد جاى خالىِ ايشان را با برادرى و وحدت پر كنيم . مبادا گروهى از مردم ، مثلًا دانشجويان يا كارگران يا پيشه‌وران يا دهقانان و يا ديگران ، احساس كنند كه كم كم دارند آنها را كنار مىزنند . اگر مردم چنين احساس كنند ، كم كم نسبت به انقلابْ بى تفاوت مىشوند . اول بى تفاوت مىشوند . بعد كم كم تبديل به ناراضى مىشوند . افرادى كه ناراضى مىشوند نيز خداى ناكرده به ضد انقلاب تبديل مىشوند . آن وقت ما بايد با تهديد و ايجاد اختناق ، حكومت را حفظ كنيم . اين شيوهء برخورد ، غلط و غير اسلامى است . اين مسئله ، بسيار ظريف است . ممكن است انسان در ابتدا خودش متوجه نباشد ، اما كم كم فكرى در جامعه ايجاد شود و تبديل به يك مشكلِ بزرگ كردد . مسئولان ردهء بالاى مملكت بايد رفتارشان با همهء مردم ، رفتار پدرانه باشد . يك پدر ، پسر خوب و متوسط دارد ، پسر بد هم دارد . پسر صالح دارد ، پسر ناصالح هم دارد . هر پدرى بايد با هر كدام از فرزندانش ، رفتارى متناسب با او داشته باشد . وقتى كه مسئولان كشور ، ما را براى شركت در رژه ، نماز جماعت و جمعه يا اعزام به جبهه و شركت در جنگْ دعوت مىكنند ، همگى دعوت مسئولان كشور را پذيرا مىشويم . در ميدان فعاليت‌هاى اقتصادى كار مىكنيم . در جبهه ، سلاح به دست مىگيريم و مىجنگيم . الحمد للّه اكنون كه ما در دوران بازسازى هستيم ، هنوز در جامعهء ما ، وضعيتِ محدود كردنِ آزادىهاى قانونىِ مردم ، پيش نيامده است ؛ اما من بر خودم لازم دانستم كه اين مطالب را به عنوان يك هشدار ، خدمتتان عرض كنم . چون فرصتِ كمى باقى مانده است ، اين نكتهء آخر را خيلى كوتاه خدمتِ شما عرض مىكنم . ما همگى شاهديم كه دولت ، شبانه‌روز زحمت مىكشد و از آبروى خود براى بازسازى كشور ، سرمايه‌گذارى مىكند . مردم ما نيز با يك دنيا اميد ، در انتظار حلّ مشكلات هستند . مردم بايد در بازسازى كشور ، با دولت همكارى كنند . هر چند دولت ما ، خود به آرمان‌ها و ارزش‌هاى انقلاب توجه دارد ، با وجود اين ، خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد : « وَ ذَكِّرْ فَانَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ المُؤْمِنينَ » « 1 » [ اندرز بده كه اندرز ، مؤمنان را سودمند افتد . ] تذكر من در اينجا ، اين است كه بايد در حلّ مشكلات اقتصادى ، اصول اسلام و انقلاب را فراموش نكنيم . حلّ مشكلات كشور ، بايد در مسير رفع استضعاف باشد . مشكلات اقتصادى كشور را به دو روش مىتوان حل نمود . در روش اول ، اقتصاد رشد مىكند و شكوفا مىشود ؛ اما در نتيجه ، شكوفايى اقتصاد به نفع گروه سرمايه‌دار و به ضرر گروهِ پا برهنه تمام مىشود . ما با سرمايه‌دار مخالف نيستيم . با ثروتمند هم مخالف نيستيم . اينها در جامعه وجود داشته باشند ؛ اما جهت‌گيرى برنامه‌هاى اقتصادى دولت ، بايد به نفع كسانى باشد كه سَرپناه ندارند ، پولِ داروى فرزندانشان را ندارند .
هامش
( 1 ) - / سورهء ذاريات ( 51 ) ، آيهء 55 .