آنچه در مورد ضرورتِ وجود آزادىِ فكر و بيان و قلم ، خدمتِ شما عرض كردم ، در مورد افراد علاقهمند و ارادتمند به نظام جمهورى اسلامى است .
بعضى افراد داراى اهداف سوء هستند و مىخواهند با سوء استفاده از نامِ مقدسِ آزادى ، امنيت كشور را بر هم بزنند .
طرفدار گروهكها هستند . ضد انقلاباند .
بيگانه پرستاند . به اسلام و استقلال كشور اعتقاد ندارند . به اين گونه افراد ، نبايد آزادى داد .
در تمام دنيا ، در هيچ نظامى به يك دشمنِ سرسختِ فكرىِ نظامْ اجازهء فعاليت نمىدهند .
ما اين نظام را به قيمتِ خون صدها هزار شهيد درست كردهايم و به هيچ كس اجازه نمىدهيم كه در اينجا شيطنت كند و اين نظام را بر هم بزند . به دشمنان نظام به هيچ وجه نبايد آزادىِ فعاليت داد .
با توجه به آنچه من در دفاع از آزادىهاى مشروعِ مردمْ بيان كردم ، ممكن است بگويند :
در كشور ايران ، آزادىهاى مشروع مردم به خطر افتاده است . به كسى اجازهء حرف زدن نمىدهند . افرادى كه دلسوزِ انقلاباند ، نفسهايشان در سينه حبس شده است . هر كس چيزى بگويد ، او را تعقيب مىكنند .
خير . من اعلام مىكنم كه اگر كسى چنين بگويد ، سخنش درست نيست . دفاع من از آزادىهاى مردم ، به اين دليل نيست كه اين آزادىها مخدوش شده است .
من در گوشه و كنار جامعه ، به طور جسته و گريخته نشانههايى از يك بيمارىِ اجتماعى براى محدود كردنِ آزادىهاى مشروعِ مردم مىبينم . انگيزهء من از آنچه در دفاع از آزادى ، بيان كردم ، هشدار و جلوگيرى نسبت به مبتلا شدن به اين بيمارىِ اجتماعى بود .
ممكن است گفته شود كه آثار اين بيمارى اجتماعى ، امروز در جامعهء ما بسيار ضعيف هستند و قابل اعتنا نمىباشند ؛ اما من مىگويم :
اگر جلوِ آثار ضعيفِ اين بيمارى گرفته نشود ، ممكن است روزى خداى ناكرده ، اين مسئله در جامعهء ما به صورتِ يك بيمارى اجتماعى در آيد .
بياييد از حالا ، جلوِ رشد اين مسئله را بگيريم . بياييد در جامعهء اسلامىِ خودمان ، به اين گونه فكرها ، اجازه و فرصتِ رشد ندهيم . دفاع از آزادىهاى مشروع مردم ، تكليف شرعى و اسلامىِ همهء ماست .
مسئولان محترم كشور ، وظايف و حقوقى بر گردنِ ما دارند . ما هم حقوقى بر گردنِ آنها داريم .
حقّ مسئولان بر عهدهء ما ، اين است كه :
ما در انتخاباتْ شركت كنيم ؛ پس از انتخاب مسئولان ، با تمام توان و قدرتمان در خدمتِ آنها باشيم ؛ به رهنمودهايى كه مىدهند ، عمل كنيم و هر گاه مىخواهند مشكلى را حل كنند ، هر كدام از ما بايد به اندازهء توانمان با آنها همكارى كنيم .
مبادا يكى از ما مردم با خود بگويد :
من كه مسئول نيستم . پس ، تعهد و وظيفهاى در برابر حلّ مشكلات ندارم و با اين استدلالِ غلط بخواهند از همكارى با مسئولان در حلّ مشكلات ، خوددارى كند .
دين اسلام همهء ما را در برابر مسائل اجتماعى ، مسئول و متعهد مىداند . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده است :
« كُلُّكُمْ راعٍ ، وَ كُلُّكُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ . » « 1 »
مردم هم حقوقى بر عهدهء مسئولان دارند .
مسئولان نيز بايد حقوق مردم را رعايت كنند .
مبادا گروهى از مردم به اشتباه يا غير اشتباه ، گمان كنند كه دارند كنار زده مىشوند . اگر
هامش
( 1 ) - ر . ك : مجلسى ، محمدباقر ، بحار الانوار ، ج 72 ، ص 38 .