تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
اين انتخابات به وسيلهء رسانه‌هاى گروهى اعلان مىشود . موضوعى كه من مىخواهم در بارهء آن صحبت كنم ، جايگاه انتخابات در اسلام است . از رسول گرامى اسلام روايت شده است كه فرموده‌اند : « يا ايُّهَا النَّاسُ وَ اللَّهِ ما مِنْ شَىْءٍ يُقَرِّبُكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ وَ يُبَاعِدُكُمْ عَنِ النَّارِ الَّا وَ قَدْ امَرْتُكُمْ بِهِ وَ ما مِنْ شَىْءٍ يُقَرِّبُكُم مِنَ النَّارِ وَ يُبَاعِدُكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ الَّا وَ قَدْ نَهَيْتُكُمْ عَنْهُ . » « 1 » اى مردم ! سوگند به خدا كه هيچ چيزى نيست كه شما را به بهشت نزديك كند و از آتشِ جهنم دور كند ، مگر اينكه شما را به آن امر نمودم و هيچ چيزى نيست كه شما را به آتشِ جهنم نزديك كند و از بهشت دور نمايد ، مگر اينكه شما را از آن ، نهى نمودم . همچنين همهء ما معتقديم كه : « انَّ لِلَّهِ فى كُلِّ مَوْضوُعٍ حُكْماً . » به درستى خداوند براى هر موضوعى ، حكمى معيّن فرموده است . عده‌اى از دشمنان و دوستان ناآگاهْ با استناد به اين مطلب و روايتى كه برايتان خواندم ، مىگويند : انتخابات از ديدگاه اسلام ، هيچ ارزش و اعتبار و جايگاهى ندارد . اين عدهء مخالفِ انتخابات ، مىگويند : خداوند هنگامى كه مىخواست پيامبران و اوصياى آنان را تعيين كند ، انتخابات برگزار نكرد . همچنين خداوند در هنگامى كه مىخواست احكامِ موضوعاتِ مختلف را تعيين كند ، باز هم انتخاباتى برگزار نكرد . اين عده مىگويند : بنا بر اين انتخابات در اسلام هيچ جايگاهى ندارد . بخصوص ترجيح دادنِ رأى اكثريت هيچ اعتبار و ارزشى ندارد . آنها مىگويند : انتخابات و همه‌پرسى ، يك پديدهء اجتماعى است كه از خارج از مرزهاى اسلام آمده و در ميان مسلمانانْ نفوذ يافته است . مخالفان انتخابات مىگويند : در كجاى اسلام گفته شده كه پاى صندوق‌هاى رأى برويد و در انتخابات و رفراندم شركت كنيد . رأى بدهيد و رأى اكثريت ، معتبر و تعيين كننده است . شايد انگيزهء كسانى كه اين گونه عليه انتخابات ، شبهه‌افكنى و تبليغات مىكنند ، اين است كه اينها حوصله و انگيزه و علاقه به حضور و شركت در صحنهء مسائل اجتماعى را ندارند . بنا بر اين ، براى اينكه سرپوش بر نقطهء ضعفِ خود بگذارند ، در اصلِ مشروعيتِ انتخاباتْ شبهه مىكنند . من در خطبهء اول ، در حدى كه فرصتْ اجازه مىدهد ، پيرامون اين مطلب صحبت مىكنم . در جوامع بشرى ، در بارهء حقّ تعيين سرنوشت انسان ، و اين كه خالق و صاحب و اختياردارِ انسان كيست ، دو نظريه وجود دارد . گروهى مىگويند : انسان ، آزاد و مستقل آفريده شده است . هر كس اختيارِ تعيين سرنوشتِ خود را دارد . هيچ كس حقّ اعمال ولايت و سلطه نسبت به ديگرى را ندارد . انسان ، مالكِ جان و روح و مال و همهء هستىِ خودش است . اين گروه در مسائل فردى مىگويند : هر كس اختياردار و مالكِ خودش است . در مسائل اجتماعى هم مىگويند : خود انسان‌ها دور هم جمع مىشوند و با قراردادهاى اجتماعى ، سرنوشت اجتماعِ خود را تعيين مىكنند . اين نظريه ، عقيدهء روسو و امثال روسو است . اسلام نيز مىگويد : انسان موجودى آزاد ، مستقل و صاحب اختيارِ خود است . خداوند
هامش
( 1 ) - / ر . ك : مجلسى ، محمدباقر ، بحار الانوار ، ج 70 ، ص 96 ، روايت 3 .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 462 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي