تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
آيا برخوردهاى ما با دوستان و دشمنان بر اساس عدالت است ؟ آيا هوسرانى ، سودجويى ، خودسرى ، مقام پرستى ، باندبازى و سياست‌بازى در انگيزهء برخوردهاى ما راه ندارد ؟ آيا همه توانسته‌ايم آن گونه كه على عليه السلام با اسامة بن زيد برخورد كرد ، با ديگران برخورد كنيم ؟ على عليه السلام به خلافت و رياست‌هاى دنيوى به ديدهء تحقير نگاه مىكند و سوگند ياد مىكند كه خلافت در نزد من از آب دماغ يك بز ، كم ارزش‌تر و پست‌تر است . ما ان‌شاءالله مىخواهيم چنين روحيه‌اى را در جامعهء خود پياده كنيم . خدا نكند كه رياست‌طلبى در جامعهء ما رواج پيدا كند . به عنوان مثال ، در فرانسه وقتى شيراك و ميتران در انتخابات ، رقيب يكديگر مىشوند ، با هم دشمن مىشوند ؛ اما اين برخورد ، غربى و ضد اسلامى است ؛ چرا در بعضى جاها در بين ما هم رسوخ كرده است ؟ عملكرد و برخوردهاى ما بايد بر طبق الگوى عملكردهاى على عليه السلام باشد . اين درست نيست كه ما اسم مكتبمان ، مكتب على عليه السلام باشد اما عملكردهاى ما با سيره و مكتب على عليه السلام تطبيق نكند . در مورد حمايت از محرومان و مستضعفان ، ما در مقامِ سخن گفتن و شعار دادن و ان‌شاءالله در مقام فكر كردن و تصميم گرفتن هم تا حدودى پيش آمده‌ايم . اما من مىخواهم تذكرى به شما بدهم و آن اين است كه حمايت از مظلومان و مستضعفان با شعار دادن نيست . با شام دادن و با جايزه دادن هم نيست . مستضعفان و محرومان جامعه چه كسانى هستند ؟ در جامعهء ما ، كارگران ، دهقانان ، پيشه‌وران جزء و جنوب شهرىها ، محروم و مستضعف هستند . چگونه بايد از آنها حمايت كنيم ؟ آيا بايد به عنوان حمايت از آنها در مقابلشان تعظيم كنيم و وقتى اسمشان برده شد ، صلوات بفرستيم ؟ ! خير . ببينيد ، اگر سبكِ فكرىِ ما اين است كه دشت ، صحرا ، آب ، هوا ، سود مبادله ، سود سرمايه و ساير چيزها ، همه مالِ يك دسته است و مزدورى و رنج كشيدن ، گرسنگى ديدن و محروميت كشيدن مالِ دستهء ديگر ؛ با چنين سبكِ فكرى ، انسان نمىتواند حامىِ محرومان و مستضعفان باشد . من مىخواهم در مورد چگونگى حمايت از مستضعفين ، يك پيشنهاد بكنم . من نمىگويم كه ابزار توليد را ملى يا دولتى يا عمومى و يا تعاونى بكنيم . اين مسئله در جاى خودش كارشناسى خواهد شد و ان‌شاءالله هر چه صلاح باشد ، همان كار را مىكنند . پيشنهاد من اين است كه ما بايد كارگر و دهقان و پيشه‌ورِ جزء را هم آدم بدانيم و حقّ برآورده شدنِ نيازهاى يك آدم معمولى را براى آنها قائل شويم . يك آدم معمولى زندگى مىكند و نياز به غذا ، خانه ، دارو ، وسايل تحصيل ، و وسايل استراحت و وسيلهء رفت و آمد دارد . توجه داشته باشيم كه محرومان و مستضعفان هم آدم هستند و نياز به همين چيزها دارند . هر وقت جامعهء ما به جايى رسيد كه تجارت خارجى ، سود سرمايه ، سود مبادله ، ميزان دستمزد ، قانون كار و ساير قوانين ما به گونه‌اى بود كه يك زندگىِ مناسب براى محرومان و مستضعفان تأمين شود ، آن وقت مىتوانيم بگوييم كه ما از محرومان و مستضعفان حمايت كرده‌ايم . برادران و خواهران عزيز ! اگر شما فكر مىكنيد كه همه چيز بايد در اختيار شمال شهرىها باشد و آنها بايد ارباب جنوب شهرىها باشند و حمايت از محرومان و مستضعفان ، اين است كه صدقات و كفّارات و زَكَوات به آنها بدهيم ، اين فكر ، حمايت از مظلومان نيست . اينجا شعارِ آن را ندهيد . بايد قوانين و مقرراتِ ما به گونه‌اى باشد