از عصر و منطقه و زمانِ خود فاصله دارد كه عمر بن خطاب مىگويد : « كُنَّا نَنْظُرُ فِى زَمَنِ رَسُولِ اللَّهِ الى عَلِىٍّ كَنَظَرِنا الى نُجُومِ السَّماءِ » ؛
يعنى ما در دورهء پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى به على عليه السلام نگاه مىكرديم ، نگاهمان به على مانند نگاهمان به ستارههاى درخشانِ آسمان بود . يعنى ما اين قدر بين خودمان و او فاصله مىديديم .
يكى از ابعاد شخصيت امير المؤمنين عليه السلام ، شخصيت قضائىِ امير المؤمنين عليه السلام بود .
پيامبر صلى الله عليه و آله در بارهء قضاوت على عليه السلام فرمود :
« اقْضاكُمْ عَلِىٌّ » « 1 »
[ قوىترينِ شما در قضاوت ، على است . ]
اين روايت را هم شيعه و هم سنّى نقل كردهاند .
پس از گذشت هزار و چهار صد سال از زندگى امير المؤمنين و اين همه تحقيق در علم حقوق و قضاوت ، كتابى به نام قضاوتهاى محيّر العقول على عليه السلام نوشته شده ، يعنى قضاوتهاى امير المؤمنين هنوز هم شگفتآور است .
حضرت على عليه السلام در بُعد سخنورى ، سخنرانى بسيار قوى و زبردست بود .
سيد رضى دويست و چند خطبه از سخنرانىهاى حضرت على عليه السلام را در نهج البلاغه جمعآورى كرده است . ما افتخارمان اين است كه بتوانيم يك يا چند جمله از سخنان و خطبههاى حضرت على عليه السلام را در بين سخنانمان بياوريم .
از يكى از سخنوران زبردست عرب مىپرسند : تو آيين سخنورى را از چه كسى فرا گرفتهاى كه چنين زيبا سخن مىگويى ؟
گفت : من بيست خطبه از خطبههاى « اصلع » را از حفظ كردهام و سخنرانىهايم را همگى از او الهام مىگيرم . اصلع يعنى كسى كه موى جلوِ سرش ريخته باشد و بعضىها به حضرت على عليه السلام ، « اصلع » مىگفتند چون جلوِ سرِ ايشان مو نداشت .
از بُعد شخصيت نظامى ، على عليه السلام شخصيت برجسته و ويژهء صدر اسلام است .
من هر قدر فكر كردم كه چگونه از شخصيت نظامى امير المؤمنين تعبير كنم ، ديدم بهترين تعبير اين است كه بگويم : على عليه السلام نيروى نظامىِ ويژهء پيامبر صلى الله عليه و آله بود .
هر كشور و نظامى - سلطنتى يا جمهورى يا هر شكل ديگرى از حكومت - معمولًا يك نيروى نظامىِ ويژه دارد كه در موارد خطرناك و حساس از امنيت و موجوديت نظام ، دفاع مىكند . معمولًا از نيروهاى ويژه ، گردان و تيپ و لشكر و سپاه تشكيل مىدهند .
اما نيروى ويژهء نظام نوپاى اسلام ، در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله تنها يك سپاهِ يك نفرى بود .
آن فرد هم على عليه السلام بود . در جنگ بدر ، احد ، خيبر ، جنگ با بنى نظير و نبرد حُنين ، در همهء آنها على عليه السلام حضور داشت و همه جا نيروى ويژهء پيامبر صلى الله عليه و آله بود .
در جنگها هر گاه كار ، مشكل مىشد و از دستِ ديگران كارى بر نمىآمد ، اين على عليه السلام بود كه وارد معركه مىشد ؛ مانند جنگ احزاب .
از نظر سياسى ، على عليه السلام داراى بينشى بسيار قوى و ارزنده بود . در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله ، على عليه السلام جزو مشاوران بسيار نزديكِ پيامبر صلى الله عليه و آله بود . بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله خلفاى وقت در مسائل پيچيده و مشكلِ سياسى ، با على مشورت مىكردند و نظر على عليه السلام را مىپذيرفتند .
در عبادت و بندگى خداوند ، على عليه السلام بىنظير بود . كتاب صحيفهء علويه كه در دستِ ماست ، نمونهاى از دعاها ، آهها و تضرعهاى على عليه السلام است .
هامش
( 1 ) - ر . ك : مجلسى ، محمدباقر ، بحار الانوار ، ج 40 ، ص 150 .