تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
متبحّر است ؛ اما براى استنباط احكام حكومتى ، فقيه مناسب و شايسته‌اى نيست ! زيرا آنچنان كه نقل شده ، فردى ساده و غير آشنا به شرايط اجتماعى و تحولاتِ زمانى بوده است . مجتهدى مىتواند احكام شرعى را استنباط كند كه عالِم به زمان باشد . عالِم به زمان بودن ، غير از عالِم به كتاب و سنت بودن است . عالِم به كتاب و سنت ، استدلال فقهى مىكند . عالِم به زمان ، كارشناسى مىكند . اصل اين مطلب در نزد ما طلبه‌ها كاملًا روشن است و اختلاف نظرى در آن وجود ندارد . مجتهدى كه مىخواهد يك حكم حكومتى را استنباط كند ، مىتواند در قسمت كارشناسىِ حكم از كارشناسان رشته‌هاى مختلف در رشتهء خودشان كمك بگيرد . همچنان كه در يافتن معناى لغوى الفاظ ، مىتواند از كارشناسان معانىِ لغوىِ الفاظ تقليد كند و لازم نيست كه مجتهد در فقه ، در ادبيات و علم لغت هم مجتهد باشد . البته بعضىها گفته‌اند : چون نتيجه ، تابع اخَسّ مقدّمتَين است ، بنا بر اين كسى كه مىخواهد در فقه مجتهد و صاحب‌نظر باشد ، بايد در علم لغت و تفسير و رياضيات و هيئت و هر علم ديگرى كه مجتهد در طىّ استنباطِ احكام فقهى نيازمندِ آنها مىشود ، در همهء آنها نيز بايد مجتهد باشد . اما اين نظريهء اخير درست نيست ؛ زيرا مراجعهء مجتهد به متخصصان علوم ديگر ، مانند رياضيدان و هيئت‌شناس ، براى استفاده از نظريات كارشناسى آنها است و اگر كارشناسان ، شرايط لازم را داشته باشند ، استفاده از نظريات كارشناسىِ آنها هيچ خللى به اجتهاد وارد نمىكند . ما بايد در اينجا همان دعاى هميشگىِ خود را تكرار كنيم و از خداوند بخواهيم كه اين وجود مبارك و پر بركت را - كه همهء مشكلاتى را كه سرِ راه انقلاب ، سبز مىشوند ، با راهنمايىهاى كارگشاى خود ، مثلِ آب خوردن حل مىكند - از همهء آسيب‌ها محفوظ بدارد . موضوع ديگرى كه در اين خطبه در بارهء آن صحبت مىكنم ، مردم فلسطين است . بر طبق تحليل ما ، كه ظاهراً دشمن نيز با ما هم سخن است ، فلسطينىها انقلابشان را تغييرِ ماهيت داده‌اند . آنها عنصر مذهب و اسلام را وارد انقلاب خودشان كرده‌اند . انقلاب امروزِ مردم فلسطين ، ديگر آن انقلابِ اوّل نيست و نقطه عطف پيدا كرده است و از بنيادگرايى اسلامى ايران ، الهام گرفته‌اند . البته ما به دشمنان خود خيلى حسن ظن نداريم و احتمال مىدهيم كه آنها به اين دليل به بنيادگرايى اسلامى انقلاب فلسطين اعتراف مىكنند كه جوّ روانىِ مردم خودشان را براى مبارزه با مردم فلسطين آماده كنند و در واقع مىخواهند به مردم خودشان بگويند : مردم ! بدانيد كه فلسطين مىخواهد ايرانِ دوم شود . پس از همين حالا آن را بكوبيد و در نطفه خفه كنيد و نگذاريد كه بزرگ شود . برادران و خواهران عزيز ! اكنون برادران و خواهران مسلمان شما ، پيرمردها ، زن‌ها و بچه‌هاى فلسطينى در دستِ دشمن اسيرند و در آتشِ دشمن مىسوزند . مواد غذايى را كه از روستاهاى اطراف براى شهرها مىفرستند ، بر روى آنها بسته‌اند و مانع ورود مواد غذايى براى آنها مىشوند . حتى آب آشاميدنى را هم بر روى آنها بسته‌اند . پيام ما به مردم فلسطين ، اين است كه مىگوييم : برادران و خواهران عزيز ! سرنوشتى كه در نتيجهء شرارت صهيونيست‌ها در پيشِ روىِ شما قرار دارد ، يا مرگ با عزت است و يا زندگى با اسارت و ذلّت . ( تكبير نمازگزاران ) امت عزيز فلسطين ! بدانيد كه قيام شما ، نويدبخشِ حيات و زندگى است . اگر مجامع حقوق بشر ، اين دايه‌هاى مهربان‌تر از مادر آمدند و اشك تمساح برايتان ريختند و گفتند :
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 336 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي