تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
« وَ اذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ امْناً » « 1 » [ و كعبه را جايگاه اجتماع و مكان امنِ مردم ساختيم . ] پس اين خانه ، خانهء مردم و خانهء امن است . اين خانه ، نه تنها براى انسان و جانوران ، بلكه در برخى از موارد ، حتى براى نباتات هم امن است . امن بودنِ خانهء خدا ، آن قدر در نزد مردم مسلّم بود كه وقتى يك عرب در آنجا مورد ستم قرار گرفت ، اين امر سبب شد كه « حَلْفُ الفُضُول » يا پيمان جوانمردان به وجود آيد . رسول الله صلى الله عليه و آله قبل از نبوت ، به همراه عموهايش در اين پيمان شركت كرد و بعدها به شركت در اين پيمان ، افتخار مىنمود . شركت كنندگان در اين پيمان ، سوگند ياد كردند كه اگر كسى در كعبه ، مسجد ، مكه و يا حرم ، مورد ستم قرار گرفت ، تا انتقامِ او را از ظالم نگيرند ، آرام ننشينند . ايمنى و امن بودن مسجد الحرام اين قدر در نزد مردم مسلّم و ثابت بود . مكه ، تاريخ شيرينى دارد . پس از وفات حضرت اسماعيل عليه السلام ، ادارهء مكه در دستِ فرزندانِ او بود . سپس طايفه‌اى به نام « جُرهُم » بر حجاز و مكه مسلط شدند و كعبه را از دستِ فرزندان اسماعيل ربودند . از آنجا كه خانهء كعبه مورد احترام همگان بود و موقعيت بسيار ممتازى داشت ، همواره قبايل مختلف عرب ، بر سر ادارهء آن با يكديگر نزاع مىكردند . قبيلهء جُرْهُم پس از اينكه بر مكه مسلط شدند ، كم كم مكه را دكّانِ خودشان كردند و با سوء استفاده از كعبه و به وسيلهء زر و زور بر مردم سوار شدند و به آنها ستم كردند . سپس « عمالقه » آمدند و با جُرْهُم درگير شدند و آنها را از مكه بيرون كردند . جُرْهُم وقتى مىخواستند از مكه عقب‌نشينى كنند ، هر چه را كه توانستند ، تخريب كردند . چاه زمزم را كور كردند و طلاها و ثروتِ خانهء كعبه را دزديدند و با خود بردند . بعد از عمالقه ، « بنى خزاعه » آمدند و سپس نوبت به دورهء « قريش » رسيد . قريش ، خانهء كعبه را بتخانه كردند و بت‌هاى هُبَل ، عُزّى ، اساف و نائله را ساختند . هر يك از بت‌ها را در گوشه‌اى از مكه قرار دادند . يكى را بر بالاى كوه صفا و ديگرى را بر بالاى مَروه گذاشتند . در هر گوشهء مسجد الحرام ، بتى از جنس چوب يا فلز يا گِل گذاشتند . افراد زورمند و قلدر ، هر كدام قسمتى از مسجد الحرام را به خود اختصاص دادند . وضع مكه به همين صورت بود ، تا زمان پيامبر گرامى اسلام فرا رسيد . رسول الله صلى الله عليه و آله عاشق كعبه و مكه بود ؛ اگر چند هفته ، چند روز يا حتى چند ساعت ، كعبه را نمىديد ، آرامش خود را از دست مىداد . اما محيط و جوّ مكه آنچنان نامناسب بود كه اصلًا پيامبر صلى الله عليه و آله را نمىپذيرفت . برخى اوقات كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى عبادت و دعا و زيارت ، وارد كعبه مىشد ، مورد تهاجم قرار مىگرفت . حتى يكى دوبار در مسجد الحرام ، پيامبر را تا سَر حدّ كشتن ، كتك زدند . پيامبر صلى الله عليه و آله براى عبادت ، در غار حرا تحصن و اعتكاف مىكرد . از آنجا ، هر وقت اراده مىكرد ، به كعبه نگاه مىكرد و هم از آن جوّ نامناسب كعبه و دسترسِ زورمندان قريش ، به دور بود . با يارى خداوند ، در سال هشتم هجرت ، مكه فتح شد . يكى از كارهاى مهمّ پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه ، كوتاه كردن دستِ زورمندان قريش از كعبه و بيرون ريختنِ بت‌ها بود . پيامبر صلى الله عليه و آله به على بن ابى طالب عليه السلام فرمود بت‌ها را از بام كعبه ، پايين بيندازد .
هامش
( 1 ) - همان ، آيهء 125 .