تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
آمريكا در جنگ به نفع صدام ، تلقى مىكنيم و با هر كسى كه به نفع صدام وارد جنگ شود مىجنگيم . ( تكبير نمازگزاران ) اگر جنگ خليج بر پا شود ، از حالا معلوم است كه فاتح و مغلوبِ اين جنگ ، چه كسانى هستند ؛ زيرا در يك طرف ، ملتى انقلابى به عنوان دفاع شرافتمندانهء مشروع از كيان خود دفاع مىكند و در مقابل ، گروهى تفنگدار يا مزدور به خاطر جنگ آفرينى و تشنج آفرينى در يك گوشهء دنيا وارد جنگ شده است . هر كسى مىتواند بفهمد كه عاقبتِ كار به نفع چه كسى تمام مىشود و چه كسى در اين جنگْ پيروز مىگردد ، چنان كه در جنگ زمينى هم برندهء جنگ معلوم شده است . به ما مىگفتند : به نفع شما است كه با صدام صلح كنيد . ما مىگفتيم : صلح مىكنيم ، اما صلح شرافتمندانه ، نه صلح تحميلى . به آنها مىگفتيم : شما متجاوز را محكوم كنيد ! دست از حمايت متجاوز برداريد و دادگاهى براى رسيدگى به جرايم جنايتكاران جنگى تشكيل دهيد تا ما صلح كنيم . آنها شرايط ما را قبول نكردند . ما هم صلح را نپذيرفتيم . اكنون همه مىبينند كه جنگ به نفعِ چه كسى تمام شد و ما در چه وضعى هستيم . امروز ، روز « فتح 6 » و « نصر 3 » است . من قبل از اينكه به نماز جمعه بيايم ، براى گرفتن آخرين اخبارِ جبهه تماس گرفتم ؛ گفتند : راديو اعلان كرده كه ما صد نفر اسير گرفته‌ايم ولى تعداد اسرا به صد و چهل نفر رسيده است . نيروهاى صدّامى دو هزار نفر هم كشته داده‌اند . تا سال گذشته ، نيروهاى پارتيزانىِ ما وقتى وارد يكى از شهرهاى عراق مىشدند ، يك مركز مهم را تخريب مىكردند يا آتش مىزدند و بر مىگشتند . از امسال ، نيروهاى نظامىِ ما وقتى وارد شهرى مىشوند ، راه‌هاى ارتباطىِ آن شهر را مىبندند . مراكز سازمان امنيت و ارتش و اسناد مهمّ موجود در آن شهر را از بين مىبرند و آنگاه بر مىگردند . در عمليات فتح 6 نيز همين كار را كرده‌اند . هشت فرسخىِ شهر ، بر سر راه نيروهاى كمكىِ احتمالىِ عراقى ، كمين گذاشته‌اند . سپس شهر را اشغال كردند . كارهايشان را در شهر انجام دادند . همچنين نيروهاى پارتيزانىِ ما بيست خودرو نظامى نفربر حامل نيروهاى كمكىِ عراقى را كه مىخواستند به شهر وارد شوند ، همگى را به آتش كشيدند و بعد خودشان با اسناد و مدارك ، باز گشتند . الان در شمال عراق ، چهار جريان از نيروهاى عراقى با صدام مىجنگند . يك جريان ، همان احزاب سابقِ بارزانىها و طالبانىها است . جريان ديگر ، همان گردان‌هاى خفيف يا به تعبير بعضىها « جاش‌ها » هستند . اينها نيروهايى هستند كه صدام به آنها پول و سلاح داده بود تا با ايران بجنگند . بسيارى از آنها برگشته‌اند و به ايران ملحق شده‌اند . چند روز پيش ، هفتصد و پنجاه نفر از آنها با سلاح‌هايشان به ايران پيوستند . پانزده نفر افسر و درجه‌دار هم كه صدام براى آموزشِ آنها فرستاده بود ، با خودشان آوردند . در عمليات « فتح 6 » هم دويست نفر از آنها به همراه سلاح‌ها و تجهيزاتشان ، خودشان را تسليمِ نيروهاى ايرانى كردند . گذشته از اين ، در ميان علماى محترم شمال عراق هم يك حركت انقلاب اسلامىِ مردمى و نه حزبى ، به وجود آمده است . بسيارى از آنها مسلح و مجهز شده‌اند و در حال جهاد با صدام هستند . چهارمين جريان نيروهاى مبارز عراقى كه با صدام مىجنگند ، حزب الله عراق است كه حتماً اسمشان را شنيده‌ايد . صدام كارش به جايى رسيده است كه الان همان بمب‌هايى را كه خريده بود تا بر سرِ
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 280 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي