برخى از مفسرين گفتهاند : منظور از والد در اين آيهء شريفه شخص خاصّى نيست .
بعضى از روايات هم مىگويند كه منظور از والد در اين آيهء شريفه ، پدر همهء ائمه عليهم السلام يعنى حضرت على عليه السلام است .
من از ميان آيات مختلفى كه در قرآن در بارهء تعليم و تربيت و روابط متقابلِ پدران و مادران با فرزندانشان وجود دارد ، آياتى را كه در اول سخنانم تلاوت كردم ، انتخاب نمودهام ؛ ترجمهء تقريبىِ آنها چنين است :
به ياد آور هنگامى را كه لقمان در حالى كه به فرزندش پند مىداد ، به او گفت : اى پسر من ! براى خدا شريكى قائل مشو ! شرك ، ظلم بسيار بزرگى است . پسرك من ! خطا و گناه تو اگر خيلى هم ريز باشد ، و در دلِ سنگى يا در گوشهء آسمان يا در گوشهء زمين باشد ، خداوند آن را به حساب خواهد آورد ؛ خداوند لطيف و آگاه است .
پسركم ! نماز بخوان ! به نيكىها امر كن و از بدىها نهى كن ! در مقابل چيزهايى كه در بارهء تو مىگويند ، يا مشكلاتى كه براى تو پيش مىآيد ، مقاومت كن ! صبر تو ، نشانهء قدرتِ اراده و عظمتِ شخصيت توست .
در هنگام سخن گفتن با ديگران ، روى خود را بر نگردان و با تكبّر راه مرو ! خداوند افراد خودپسند و خودكامه را دوست نمىدارد .
در راه رفتن ، قدمهاى متوسط بردار ! در صحبت كردن ، لَحنِ تو آرام و ملايم باشد ، فرياد نزن ، زيرا كه زشتترين صداها ، صداى الاغ است .
خداوند حضرت لقمان را به عنوان نمونهء يك پدر كه فرزند خود را تعليم مىدهد و تربيت مىنمايد ، ذكر نموده است . به همين مناسبت ، يكى از سورههاى قرآنِ شريف به نام « لقمان » ناميده شده است كه اين امر نشان دهندهء ميزان اهميت تعليم و تربيتِ فرزند از نظر اسلام مىباشد .
نمونهء ديگرى كه قرآن در اين رابطه ذكر مىكند ، جريان حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل عليهما السلام است . خداوند به نقل از زبان حضرت ابراهيم عليه السلام مىفرمايد :
« رَبِّ هَبْ لى مِنَ الصَّالِحينَ فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَليمٍ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْىَ قالَ يا بُنَىَّ انّى ارى فِى الْمَنامِ انّى اذْبَحُكَ . . . » « 1 »
[ اى پروردگار من ، مرا فرزندى صالح عطا كن .
پس او را به پسرى بردبار مژده داديم . چون با پدر به جايى رسيد كه بايد به كار بپردازند ، گفت : اى پسركم ! در خواب ديدهام كه تو را ذبح مىكنم . . . ]
حضرت ابراهيم عليه السلام از خداوند ، فرزندِ نيكى را درخواست كرد . خداوند به او مژده داد كه پسرِ حليمى به تو عطا مىكنم .
وقتى كه اين پسر به رشد فكرى ، تربيتى ، علمى و عملىِ خود رسيد و توانست خوب و بد را تشخيص بدهد ، راهش را برگزيد . ابراهيم عليه السلام سختترين امتحانات را هم به او پيشنهاد كرد و او پذيرفت .
در راستاى تربيتِ فرزند ، در نهج البلاغه نمونهاى از وصيّت حضرت امير المؤمنين عليه السلام ، آن پدرِ دل سوخته ، به فرزندش حسن بن على عليه السلام ، نقل شده است . حضرت عليه السلام فرمودهاند :
« مِنَ الْوَالِدِ الْفَانِ الْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ ، الْمُدْبِرِ الْعُمُرِ ، الْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ ، الذَّامِّ لِلدُّنْيَا ، السَّاكِنِ مَسَاكِنَ الْمَوْتى ، وَ الظَّاعِنِ عَنْهَا غَداً الَى الْمَوْلُودِ المُؤَمِّلِ مَا لَا يُدْرِكُ ، السَّالِكِ سَبيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ ، غَرَضِ الْأَسْقَامِ وَ رَهينَةِ الْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ المَصَائِبِ وَ عَبْدِ الدُّنْيَا وَ تَاجِرِ الغُرُورِ وَ غَريمِ الْمَنَايَا وَ اسيرِ الْمَوْتِ وَ حَليفِ الْهُمُومِ وَ قَرينِ الْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ الْآفَاتِ وَ صَرِيعِ
هامش
( 1 ) - سورهء صافّات ( 37 ) ، آيهء 100 - 102 .