به دنيا آورد و تربيت نمود .
حقوق فرزند از هنگام انتخاب همسر شروع مىشود و در مرحلهء تشكيل نطفه و دوران جنينى ادامه مىيابد . جنين ، فرزندى در دلِ مادر است و حقوقى بر گردنِ مادر دارد ؛ تا آنجا كه مادر حق ندارد از نظر كار ، حركت ، تغذيه و جهات ديگر كارى بكند كه اين فرزند از نظر روحى يا جسمى آسيب ببيند . حتى اگر مادرى ، فرزندش را سقط كند ، احكامى مانند پرداختِ ديه بر او مترتب مىشود .
اسلام حتى نوع تبريك گفتن به خاطر تولد فرزند را هم بيان كرده است .
اعراب در دورهء جاهليّت هنگامى كه فرزندى به دنيا مىآمد ، به عنوان تبريك به پدرش مىگفتند :
« لِيَهْنِئْكَ الْفَارِسُ » « 1 »
يعنى : به دنيا آمدنِ اين بچهء پهلوان و نامآور را به تو تبريك عرض مىكنم .
مردى در حضور حضرت امير المؤمنين عليه السلام بر طبق رسوم اعرابِ جاهلى ، به مرد ديگرى كه صاحب فرزند شده بود ، گفت : « أُهَنِّئُكَ الْفَارِسَ » حضرت على عليه السلام به او فرمود : اين گونه ، تبريك نگو ! آن مرد گفت : پس چگونه تبريك بگويم ؟ امير المؤمنين عليه السلام فرمود ، به او بگو :
« شَكَرْتَ الْوَاهِبَ وَ بُورِكَ لَكَ فِى الْمَوْهُوبِ وَ بَلَغَ اشُدَّهُ رُزِقْتَ بِرَّهُ . » « 2 »
سپاس خداوندِ عطا كننده را ، اين نعمتى كه خداوند به تو داده ، بر تو مبارك باد ؛ انشاءالله به مقام رشد و كمال برسد و تو از كارهاى نيكِ او بهرهمند شوى .
شخصى در حالى كه دستِ بچهاى را در دست داشت ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد : يا رسول الله ! آيا اين فرزند هم در گردنِ من حق دارد ؟ حضرت فرمود : آرى .
عرض كرد : چه حقى بر گردنِ من دارد ؟
حضرت فرمود : حقّ اين فرزند بر پدرش يعنى تو اين است كه نامى نيك برايش انتخاب كنى كه از شنيدنِ آن ، احساسِ حقارت نكند و خجالت نكشد . از حقوق ديگرِ او بر تو ، تعليم و تربيتِ اوست . تو با در اختيار داشتنِ حقّ تعليم و تربيتِ او ، در واقع ، آيندهء او را در دست دارى .
از امير المؤمنين عليه السلام در اين باره نقل شده است كه فرمودهاند :
« حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ انْ يُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ يُحَسِّنَ ادَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ . » « 3 »
[ حقّ فرزند بر پدر آن است كه او را نام نيكو نهد و نيكش پرورَد و قرآنش تعليم دهد . ]
تا هنگامى كه پدر زنده است ، حقوق فرزند بر پدر ساقط نمىشود ؛ مهمترين حقوق فرزند بر پدر و مادر ، حقّ تعليم و تربيت است .
در قرآن شريف ، آيات فراوانى در بارهء روابط و حقوق متقابل پدر و مادر از يك سو و فرزند از سوى ديگر بيان شده است ، مانند آياتى كه در بارهء آدم و هابيل و قابيل يا ابراهيم و آزَر يا ابراهيم و اسماعيل و اسحاق يا مادر موسى و موسى يا مريم و عيسى يا لقمان و فرزندش نازل شده است .
همچنين در قرآن ، يك مورد هم به « والد » و « ولد » قسم خورده شده است ، آنجا كه خداوند مىفرمايد :
« لا اقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ انْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ » « 4 »
[ قسم به اين شهر ، و تو در اين شهر سُكنا گرفتهاى . و قسم به پدر و فرزندانى كه پديد آورد . ]
هامش
( 1 ) - ر . ك : نهج البلاغه ، ترجمهء سيد جعفر شهيدى ، ص 424 ، كلمهء قصار 354 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همان ، ص 433 ، كلمهء قصار 399 .
( 4 ) - سورهء بلد ( 90 ) ، آيهء 1 - 3 .