انْ اصْبِرَ نَفْسى مَعَ رِجالٍ مِنْ امَّتى . مَعَكُمُ الْمَحْيى وَ مَعَكُمُ الْمَمَاتُ . » « 1 »
شكرْ خداى را كه به من آن قدر عمر داد كه به من دستور داد تا بيايم و با اين مستضعفين همنشين شوم . اى مستضعفين ! اى محرومحين و پا برهنهها ! زندگى من با شما است ، مرگ من هم با شما است .
اين دين ما و اين سيرهء پيامبر صلى الله عليه و آله ماست .
اگر ما مىگوييم : حكومت ما ، حكومت مستضعفين است ؛ اگر مىگوييم : دولت ما ، دولت مستضعفين است ؛ اگر مىگوييم :
نظام ما ، نظام مستضعفين است ؛ اين گفتار ما ، ريشهء اسلامى دارد ، از قرآن و سنّت سرچشمه گرفته است و دولت اسلامى نمىتواند چيزى غير از دولتِ مستضعفين باشد .
همچنين نقل شده است كه در جنگ بدر ، هنگامى كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله غنيمتهاى جنگى را تقسيم فرمود ، سعد بن ابى وقّاص - پدر عمر سعد - خدمتِ پيامبر رسيد و عرض كرد :
« ا تُعْطى فارِسَ الْقَوْمِ الَّذى يَحْميهِمْ مِثْلَ ما تُعْطى الضَّعيفَ » « 2 »
آيا سهم مرا كه از افسران لشكر هستم مانند سهم افراد زيردست و ضعيف مىدهى ؟
يعنى : من چون فرمانده هستم ، بايد سهمِ بيشترى به من بدهى .
حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود :
« ثَكَلَتْكَ امُّكَ وَ هَلْ تُنْصَرُونَ الّا بِضُعَفائِكُمْ ؟ » « 3 »
مادرت به عزايت بنشيند ! آيا شما جز به وسيلهء زيردستها يارى و تقويت مىشويد ؟
آيا تو دين را جلو بُردى يا اينها ؟
آيا تو مقاومت كردى يا اينها ؟ آيا تو زودتر ايمان آوردى يا اينها ؟ آيا تو دين را حفظ مىكنى يا اينها ؟ تو خيال مىكنى بايد سهمِ تو را بيشتر بدهم ؟
بنا بر اين ، نتيجهء عرايضم اين شد كه بايد حاكميت قانون برقرار باشد .
حكومت ، بايد حكومت مستضعفين باشد .
قوانين بايد متناسب با حكومت مستضعفين باشد . جهت و سَمتِ قوانين بايد به نفع مستضعفين باشد .
مجريان قوانين هم بايد از طبقهء مستضعفين باشند . الحمد للّه ما مقدار زيادى از اين راه را آمده و مشكلات آن را حل كردهايم ؛ امّا هنوز به تمامِ اين اهدافْ دست نيافتهايم .
انشاءالله خداوند توفيق دهد كه بقيّهء قوانين را نيز تصويب كنيم ، كمبودها را بر طرف كنيم و قوانين را صحيحتر اجرا كنيم تا حاكميت قانون ، به تمام معنا و به طور صد در صد متحقق شود .
در پايانِ اين بحث ، اين را هم اضافه كنم كه معمولًا هر گاه در نمازهاى جمعه يك نفر ، يك كلمه حرف مىزند ، يك مرتبه غوغاى ضد انقلاب بلند مىشود و مىگويند :
موسوى اردبيلى گفت : در ايران ، حاكميتِ قانون نيست ؛ موسوى اردبيلى گفت :
قوانين ايران در جهتِ حمايت از مستضعفين نيست ، استكبارى است .
هر كس صداى مرا مىشنود ، بداند كه من نه جملهء اوّلى را گفتهام و نه جملهء دومى را ؛ من گفتم : بايد اين گونه باشد . مقدار زيادى از اين اهداف متحقق شده است و بقيّهء راه را هم بايد برويم .
اى بندگان خدا تقوا داشته باشيد ! خداوند عزّ و جل مىفرمايد :
« . . . فَمَنْ اسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ امْ مَنْ اسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فى نارِ جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمينَ » « 4 »
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - همان ، ج 19 ، ص 270 .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - سورهء توبه ( 9 ) ، آيهء 109 .