تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
انْ اصْبِرَ نَفْسى مَعَ رِجالٍ مِنْ امَّتى . مَعَكُمُ الْمَحْيى وَ مَعَكُمُ الْمَمَاتُ . » « 1 » شكرْ خداى را كه به من آن قدر عمر داد كه به من دستور داد تا بيايم و با اين مستضعفين همنشين شوم . اى مستضعفين ! اى محرومحين و پا برهنه‌ها ! زندگى من با شما است ، مرگ من هم با شما است . اين دين ما و اين سيرهء پيامبر صلى الله عليه و آله ماست . اگر ما مىگوييم : حكومت ما ، حكومت مستضعفين است ؛ اگر مىگوييم : دولت ما ، دولت مستضعفين است ؛ اگر مىگوييم : نظام ما ، نظام مستضعفين است ؛ اين گفتار ما ، ريشهء اسلامى دارد ، از قرآن و سنّت سرچشمه گرفته است و دولت اسلامى نمىتواند چيزى غير از دولتِ مستضعفين باشد . همچنين نقل شده است كه در جنگ بدر ، هنگامى كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله غنيمت‌هاى جنگى را تقسيم فرمود ، سعد بن ابى وقّاص - پدر عمر سعد - خدمتِ پيامبر رسيد و عرض كرد : « ا تُعْطى فارِسَ الْقَوْمِ الَّذى يَحْميهِمْ مِثْلَ ما تُعْطى الضَّعيفَ » « 2 » آيا سهم مرا كه از افسران لشكر هستم مانند سهم افراد زيردست و ضعيف مىدهى ؟ يعنى : من چون فرمانده هستم ، بايد سهمِ بيشترى به من بدهى . حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « ثَكَلَتْكَ امُّكَ وَ هَلْ تُنْصَرُونَ الّا بِضُعَفائِكُمْ ؟ » « 3 » مادرت به عزايت بنشيند ! آيا شما جز به وسيلهء زيردست‌ها يارى و تقويت مىشويد ؟ آيا تو دين را جلو بُردى يا اينها ؟ آيا تو مقاومت كردى يا اينها ؟ آيا تو زودتر ايمان آوردى يا اينها ؟ آيا تو دين را حفظ مىكنى يا اينها ؟ تو خيال مىكنى بايد سهمِ تو را بيشتر بدهم ؟ بنا بر اين ، نتيجهء عرايضم اين شد كه بايد حاكميت قانون برقرار باشد . حكومت ، بايد حكومت مستضعفين باشد . قوانين بايد متناسب با حكومت مستضعفين باشد . جهت و سَمتِ قوانين بايد به نفع مستضعفين باشد . مجريان قوانين هم بايد از طبقهء مستضعفين باشند . الحمد للّه ما مقدار زيادى از اين راه را آمده و مشكلات آن را حل كرده‌ايم ؛ امّا هنوز به تمامِ اين اهدافْ دست نيافته‌ايم . ان‌شاءالله خداوند توفيق دهد كه بقيّهء قوانين را نيز تصويب كنيم ، كمبودها را بر طرف كنيم و قوانين را صحيح‌تر اجرا كنيم تا حاكميت قانون ، به تمام معنا و به طور صد در صد متحقق شود . در پايانِ اين بحث ، اين را هم اضافه كنم كه معمولًا هر گاه در نمازهاى جمعه يك نفر ، يك كلمه حرف مىزند ، يك مرتبه غوغاى ضد انقلاب بلند مىشود و مىگويند : موسوى اردبيلى گفت : در ايران ، حاكميتِ قانون نيست ؛ موسوى اردبيلى گفت : قوانين ايران در جهتِ حمايت از مستضعفين نيست ، استكبارى است . هر كس صداى مرا مىشنود ، بداند كه من نه جملهء اوّلى را گفته‌ام و نه جملهء دومى را ؛ من گفتم : بايد اين گونه باشد . مقدار زيادى از اين اهداف متحقق شده است و بقيّهء راه را هم بايد برويم . اى بندگان خدا تقوا داشته باشيد ! خداوند عزّ و جل مىفرمايد : « . . . فَمَنْ اسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ امْ مَنْ اسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فى نارِ جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمينَ » « 4 »
هامش
( 1 ) - همان . ( 2 ) - همان ، ج 19 ، ص 270 . ( 3 ) - همان . ( 4 ) - سورهء توبه ( 9 ) ، آيهء 109 .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 161 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي