اشْرَفِ انْبِياءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلى صِهْرِهِ وَ ابْنِ عَمِّهِ وَ خَليفَتِهِ عَلِىٍّ اميرِ الْمُؤْمِنينَ وَ عَلَى ابْنَتِهِ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ وَ عَلى سائِرِ اوْصِيائِهِ الْحَسَنِ و الْحُسَيْنِ وَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْحُجَّةِ الْقائِمِ الْمُنْتَظَرِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِمْ اجْمَعينَ .
در اين خطبه به مناسبت حوادث هفته ، مطالبى را عرض مىكنم . البته حوادث هفته بسيار زياد است و نمىتوان همهء آنها را در اينجا بيان كرد . در ميان حوادث اين هفته ، سالگرد شهادت مرحوم رجائى و مرحوم شهيد باهنر ، برجستگىِ خاصّى دارد و به همين مناسبت ، اين هفته را هفتهء دولت ناميدهاند . بنا بر اين ، اشارهاى به ويژگىهاى اين دو شهيد عاليقدر مىكنيم .
مرحوم شهيد رجائى و شهيد باهنر ، دو فرشته بودند در لباسِ انسان . از خيلى وقت قبل ، سرنوشت اين دو نفر با انقلابْ گره و پيوند خورده بود . اين دو نفر ، فكر و ذكر و عمل و آرزو و حركت و سكوتشانْ همه در انقلاب خلاصه شده بود ؛ زبان انقلاب را مىفهميدند ، محتواى انقلاب را درك مىكردند و با فرهنگ انقلاب آشنا بودند . اينها در انقلاب ما از « سابقون » و « اوّلُون » هستند .
خداوند در سورهء توبه ، در توصيفِ سابقون و اوّلون از مهاجرين و انصار ، مىفرمايد : آنها از خداوند راضى هستندو خداوند هم از آنها راضى است . « 1 » در انقلاب ما هم ، شهيد رجائى و شهيد باهنر از « السّابقون الاوّلون » هستند . اينها با آن افرادِ با تقوايى كه بعد از پيروزى انقلاب با آن آشنا مىشوند و با خلوصِ نيّت و صميمانه جذب نتايج آن مىشوند ، تفاوت دارند . سابقون ، مقدّم هستند و برتر از ديگران مىباشند .
اگر انسان در انقلاب باشد و با انقلاب رشد كند ، زندگى و رشدش در انقلاب باشد ، اين شخصْ انقلاب را يك جورِ ديگر درك مىكند . اما آن كه بعد از پيروزىِ انقلاب ، جذبِ انقلاب شده ، حتى اگر صميمى و خالص و متعهد هم باشد ، برداشتِ ديگرى از آن خواهد داشت .
اين دو نفر ، دركهاى متفاوتى از انقلاب دارند . به همين دليل ، ما بايد حتماً پستهاى كليدىِ انقلاب را به دستِ اشخاصى كه سابقهء انقلابى بودنشان بيشتر است ، بسپاريم .
اينها زبان انقلاب را خوب مىفهمند و بهتر مىتوانند انقلاب را پيش ببرند .
ما همگى به ياد داريم كه شهيد رجائى و شهيد با هنر در چه شرايطى آمدند و مسئوليت را پذيرفتند ؛ ما سال 1360 را فراموش نكردهايم . در نيمهء اولِ سال 1360 در اوجِ آن بحرانها و توفانها و گرفتارىها ، جز كسانى كه حاضر بودند خود را فداى انقلاب كنند ، هيچ كس حاضر به قبولِ مسئوليت نبود . شهيد رجائى و شهيد باهنر واردِ ميدان شدند ، مسئوليت را پذيرفتند ، خطر را به جان خريدند و در اين راه شهيد شدند .
مرحوم شهيد باهنر را من از نزديك ، به خوبى مىشناختم و كارهاى مشتركِ زيادى با ايشان انجام داده بودم . در مكتب امير المؤمنين ، در مدرسهء مفيد ، در دبيرستان مفيد ، در كانون توحيد ، در شوراى انقلاب و در جاهاى ديگر با يكديگر كار مشترك انجام داده بوديم .
اكثر روزها ، چندين ساعت را با يكديگر بوديم . مرحوم باهنر مردى بردبار ، صبور و پر كار بود ؛ با تمامِ ظرفيتْ كار مىكرد ؛ شايد حتى يك دقيقه از عمرش به هدر نمىرفت ؛ گاهى اوقات سخت مريض مىشد ، بسترى مىشد ؛ اما اگر مىتوانست در بسترِ بيمارى هم كار بكند ، همان جا كارش را انجام مىداد .
من در تمام مدتِ آشنايىام با ايشان ، با وجود مشكلاتى كه در حينِ انجام كارها پيش مىآيد ، حتى يك بار به ياد نمىآورم كه اين مرد به اصطلاح از كوره در رفته و عصبانى شده باشد و از روى ناراحتى حرفى بزند يا اين قبيل كارها را انجام دهد .
شهيد باهنر آدمى لايق بود ، كارى را كه به دست مىگرفت ، اطمينان داشتيم كه اين كار انجام مىشود و درست هم انجام مىشود .
او فكر و قلم و بيانِ خوبى داشت ، بسيار مبتكر بود و خدماتِ فراوانى به اسلام و انقلاب نمود .
مرحوم رجائى هم همپاى شهيد باهنر بود ؛ آدمى صريح ، قاطع و وظيفهشناس بود ؛ بسيار مؤدب و پر ظرفيت بود و تمامِ اينها ، ويژگىهاى ايمان است كه ما در اين دو بزرگوار سراغ داشتيم . با انقلاب زيستند و در راهِ انقلاب شهيد شدند .
من هر وقت شهادتِ اين دو نفر را به ياد مىآورم و منظرهء آن در نظرم مجسّم مىشود ، سراپا اندوهگين مىشوم .
من در صد قدمىِ آنها ايستاده بودم و آنها در آتش مىسوختند و هيچ كارى از ما بر نمىآمد . « 2 » ايستاده بوديم ، نگاه مىكرديم و در يك لحظهء كوتاه ، همه چيز تمام شد ؛ رحمة اللّه عليهما .
اين هفته ، هفتهء دولت است . در اين هفته ، الحمد للّه مطالب فراوانى از زبانِ برادران عزيزِ مسئول و وزرا گفته شد . من خودم با وجود اين كه در خدمت اين آقايان هستم ، با اين حال ، شنيدنِ بسيارى از مطالبى كه نقل كردند ، براى من جالب بود و فكر مىكنم كه شنيدنِ گزارش فعاليتهاى دولت ، براى همهء مردم جالب بوده است .
من در بارهء فعاليتهاى دولت از يك بُعد خاص كه تا كنون بحث نشده است ، مطالبى را عرض مىكنم . قوهء قضائيه ، قوهاى است در كنار قوهء مجريه . اين دو قوه ، كار مشتركِ زيادى با يكديگر دارند ؛ مانند : مسئلهء بودجه ، لايحه ، تصويب لوايح ، مصوّبات دولت ، مسائل مشتركِ قضات و دادياران و بازپرسها و . . .
هامش
( 1 ) - / سورهء توبه ( 9 ) ، آيهء 100 .
( 2 ) - / حضرت آيت اللَّه العظمى موسوى اردبيلى اينمطالب را همراه با گريه بيان كردند .