بهرهبردارى نمايد ، باز هم طبق اراده تكوينى خداوند نتيجه كارش را خواهد ديد ، اما نتيجه ، نتيجه مثبت و مثمرثمر نخواهد بود و در اين جا اراده تكوينى خداوند با اراده تشريعىاش مطابقت نخواهد كرد .
خداوند به اراده تشريعىاش مىخواهد كه همه انسانها راه تكامل و پيشرفت را بپيمايند ، ولى اراده تكوينىاش بر اين قرار دارد كه هر كس فلان كار ناشايست را انجام داد دچار شقاوت و بدبختى گردد .
بنابراين وقتى شخصى اراده تشريعى خداوند را عصيان مىكند و دنبال نافرمانى و معصيت مىرود ، از اراده تكوينى خداوند و نظام اتمّ او خارج نشده ؛ چرا كه اين مشيت تكوينى اوست كه هر كه نافرمانى كند دچار بدبختى و دوزخ گردد . پس با جمله فَمَن شَاء ذَكَرَهُ ممكن است براى انسان اين توهم پيش آيد كه همه چيز بسته به اراده خود اوست و او از هر نظر مستقل است ، و با جمله وَمَا يذْكُرُونَ إِلَّا أَن يشَاء اللَّهُ به او گفته مىشود : اينانديشه تو برخطاست ، و تو در عين مختار بودن ، به مشيت تكوينى الهى وابسته هستى .
البته ناگفته نماند كه توسل جستن به مددهاى الهى نقش مؤثرى در پيشرفت و تكامل انسان دارد ، و انسان در تمام مراحل زندگى بايستى از او يارى و توفيق را طلب نمايد .
تا كه از جانب معشوق نباشد كششى كوشش عاشق بيچاره به جايى نرسد
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 440
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٤٠