أُخْفِي لَهُم مِّن قُرَّة أَعْينٍ . « 1 »
7 - گفته شده كه آيه : وَ مَا جَعَلْنا أصْحَابُ النّارِ . . . ، بعداً نازل شده است . آلوسى از تفسير نقيب و او از مقاتل نقل مىكند كه اين آيه در مدينه نازل شده است . ابن عاشور مىگويد : اين سخن از غير او نقل نشده است .
سخن ما
خداوند وليد را تهديد مىكند كه اين شخص هر كسى باشد نبايد فراموش كند كه آفريده دست من است و من در آفريدن او تنها بودم ، كسى و چيزى را به يارى نطلبيدم . نه تنها او را آفريدم بلكه قدرت و ثروت و مال و نيروى انسانى او را من در اختيارش قرار دادم و همه چيزش از من است ، پس من قدرت و توان كامل دارم تا درباره او هر چه بخواهم انجام دهم . ديگر به او از اين افزونتر نخواهم داد . زيرا او با حق درافتاد ، درافتادن با حق عواقبى دارد كه گريبانگير او خواهد شد .
سپس خداوند وليد را با اينگونه افعال ترسيم مىنمايد : فكر كردن ، دقت نمودن ، نگاه كردن ، چهره در هم كشيدن ، رو ترش نمودن ، پشت پا زدن به حق ، با وجدان خود ستيزه نمودن ، در مقابل جوّ بيرون نداى وجدان را خفه كردن و گرفتار بيمارى خود بزرگبينى بودن . چون قريش بر او وقعى گذارده و وى را به داورى طلبيده بودند اگر تسليم نمىشد جو بر عليه او دگرگون مىشد . اگر انسان بخواهد با
هامش
( 1 ) . سوره سجده ، آيه 17 .