« ذواتا » ، تثنيهء ذات است . اصل ذات ، ذوات بوده است كه جهت تخفيف ، واو حذف شده است . تثنيه و جمع ، كلمه را به اصل خود برميگردانند و چون در اينجا ذات تثنيه شده است ، واو آن هم باز گشته است .
« أفنان » جمع فَنَنْ است و ممكن است به معناى انواع ميوه باشد و يا به معناى شاخههاى تر و تازه .
آيات پنجاه الى پنجاه و سه
فِيهِمَا عَينَانِ تَجْرِيانِ * فَبِأَي آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَة زَوْجَانِ * فَبِأَي آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
در اين بهشتها دو چشمه جارى است و در هر يك از بهشتها از هر ميوهاى دو نوع وجود دارد . اين آيه نيز اشاره مىكند كه در اين بهشتها يك نوع از ميوههايى است كه ما نيز آنها را ديده و چشيدهايم و يك نوع ميوههايى نيز هست كه ما اصلًا نديدهايم و تصور هم نميتوانيم بكنيم . اين ميوههاى ناديده و ناشنيده همان بهشت برترى است كه به صاحبان مقام خوف و به سابقون ميرسد .
در بهشت مادى ، ميوهها و نعمتهايى شبيه نعمتهاى دنيايى وجود دارد ، اما آثار مادى را ندارد . با اين حال شباهتهايى بين نعمتهاى دنيايى و اخروى وجود دارد ؛ مثلًا در دنيا وقتى از يك ميوه تعدادى را مصرف كنيم دلزدگى ايجاد مىشود ، در آخرت نيز همين حالت هست . در اين دنيا مازاد بدن به صورت مدفوع خارج مىشود ، در آخرت نيز همين وضعيت هست ولى به شكلى ديگر ؛ مثلًا انسانهاى بهشتى عرق
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 359
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٥٩