محقق اين است كه تلاش كند اولا : ارتباط آنها را ارزيابى كند ، و ثانياً : كوشش نمايد كه حكم شرعى آنها را استخراج نمايد .
2 - بايد توجه داشت كه تنها رجوع به كتب فقهى براى استخراج حكم شرعى كافى نيست ؛ زيرا ممكن است از موضوعاتى باشد كه در كتب فقهى عنوان نشده اما از منابع اوليه قابل استخراج باشند .
3 - محقق در اين مباحث بايد جانب تعادل را حفظ كرده و از افراط و تفريط دور باشد . به عبارت ديگر از روشنفكر نمايى به اصطلاح روز احتراز كند و هر احتمال را به اسلام نسبت ندهد . و از طرفى از تحجر هم كه آفت ديگرى براى محقق محسوب مىشود خوددارى نمايد . در برخى موارد در منابع اسلامى حكمى و دستورى مطرح شده و از زواياى مختلف مورد توجه قرار گرفته است كه لازم است فرد محقق آن را از جوانب مختلف بررسى كند و تنها به يك جنبه آن بسنده نكند .
4 - محققان در مسأله اقتصاد اسلام بايد توجه داشته باشند كه بحثها ريشهيابى شود . گاهى ممكن است يك موضوع از لحاظ اقتصادى يك نتيجه داشته باشد ولى از نظر فقهى آثار ديگرى بر آن بار شود ؛ مثلًا ممكن است بهره از نظر اقتصادى توجيه داشته باشد ولى در فقه نظر ديگرى در مورد آن باشد . همين طور است مسائلى از قبيل احتكار ، استضعاف ، تجمع ثروت ، استعمار و استثمار و امثال آن .
5 - پس از طى كردن قدمهاى فوق و بررسى ارتباط بين آنها و
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 341
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٤١