جاهل حق داشته باشد كه سخن دانشمند را به دليل عدم درك خويش نپذيرد ما نيز مىتوانيم وجود عالم غيب را منكر شويم .
بايد توجه داشت كه مقصود اين نيست كه قرآن ، قابل فهم نيست و سعى و كوشش ما در فهميدن آن ، سعى بىفايده و تلاش بيهوده است ، زيرا قرآن ، آياتى نيز دارد كه در آن دعوت به تفكر و تدبر در قرآن مىفرمايد :
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا « 1 » ؛ آيا در ( معانى ) قرآن نمىانديشند ؟ اگر از جانب غيرخدا بود ، قطعاً در آن اختلاف بسيارى مىيافتند .
و نيز مىفرمايد : أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا « 2 » ؛ آيا به آيات قرآن نمىانديشند ؟ يا ( مگر ) بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است .
اگر قرآن غيرقابل فهم و درك باشد ، انديشيدن در آن مفهوم پيدا نمىكند .
از طرف ديگر خداوند ، كتاب خويش را ، كتاب روشنگر و مبين مىنامد : . . . قَد جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَ كِتَابٌ مُبِينٌ « 3 » ؛ قطعاً براى شما از جانب خدا ، روشنايى و كتابى روشنگر آمده است .
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 82 .
( 2 ) . سوره محمد ، آيه 24 .
( 3 ) . سوره مائده ، آيه 15 .