تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
. . . وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ « 1 » ؛ و هيچ‌تر و خشكى نيست ، مگر اين كه در كتابى روشن ( ثبت ) است . الَرَ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ « 2 » ؛ اين است آيات كتاب ( آسمانى ) و قرآنى روشنگر . آيات فراوان ديگرى نيز در قرآن آمده كه قرآن و آياتش را به عنوان مبين و آشكار ، معرفى مىكند در صورتى كه اگر قرآن غيرقابل فهم باشد ، نمىتوان آن را آشكار ناميد و در اين صورت تمام تلاش اصوليون كه مىگويند ظواهر كتاب ، حجت است ، بىمورد مىشود . و جز اين‌ها دلائل فراوان ديگرى نيز از كتاب و سنت و تاريخ و عقل ، دليل بر اين است كه قرآن كتابى است قابل فهم . در عين حال مىبينيم كه چهارده قرن وانديست كه قرآن دردسترس مردم است و هزاران شرح و تفسير بر آن نوشته شده و دانشمندان و علما ، كوشش‌ها در اين باره نموده‌اند ، ولى هنوز هم احساس مىشود بايد شرح و تفسيرهاى ديگرى براى آن نوشت و مجملات و مبهمات و اشارات و كنايات مفاهيم و معارف آن را تبيين كرد . پس بايد گفت هر كس به مقدار فهم وعقل و دانش خود از اين درياى بيكران مىتواند بهره ببرد ، ولى كشف همه رموز و اشارات و كنايات و حقايق و معارف آن ، از دسترس همه بيرون است و احتياج به
هامش
( 1 ) . سوره انعام ، آيه 59 . ( 2 ) . سوره حجر ، آيه 1 .