مىشود كه دين براى رفع اختلاف در جامعههاى بشرى است ؛ دين براى تكميل نفوس بشرى و ياد دادن حكمت و درس زندگى است .
دين در تاريخ بشر « 1 »
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ « 2 »
روزگارى بر بشر گذشت كه وى هر روز صحنه جديدى را از زندگى تماشا مىكرد ؛ غارنشين بود ، چادرنشين شد ، شهرنشينى كرد و بالاخره كاخهاى مجلل و عمارتهاى مدرن براى خود ساخت .
مدت مديدى غذاى او علف صحرا بود ، سپس حيوانات را شكار كرد و گوشت ناپخته آنها را خورد ، كمكم آتش را كشف كرد و به كشت و زرع و پخت و پز آشنا شد و توانست لذيذترين غذاها را براى خود تهيه كند .
يك روز ناچار بود پياده راه رود و مسافتها را هر چه زياد بود با قدمهاى خود بپيمايد ، مدتى گذشت تا بعضى حيوانات را اهلى كرد و آنها را مركب خود قرار داد .
بعداً ارابه و گارى و كجاوه را ابتكار نمود تا در نتيجه كاوشهاى
هامش
( 1 ) . اين مقاله در شماره هفتم مجله مكتب اسلام كه در تاريخ خرداد 1338 ، مصادف با ذى الحجة 1378 منتشر شده ، درج گرديده است .
( 2 ) . سوره نحل ، آيه 36 .