گذشته از اين ، اگر بشر از نيروى عقل و تدبير برخوردار است ؛ احساسات و غرائز بسيارى هم دارد كه خيلى مشكل است فكرى از نيروى عقل سرچشمه بگيرد و غرائز و احساسات در آن كوچكترين تأثيرى نداشته باشد .
و ديگر اساساً طرز تفكر انسان تابع محيط اوست . پيداست طرز تفكر مردى كه خاكنشين است و به نان شب محتاج است با افكار كسى كه در زيباترين ويلاها و مجللترين كاخها زندگى مىكند و از همه لذائذ برخوردار است هيچ وقت تطبيق نخواهد كرد ؛ همچنين كسى كه در محيط ظلم و جنايت و نفاق بزرگ شده است با كسى كه در محيط صفا و آرامش نشو و نما كرده است همفكر نخواهد بود .
خلاصه اين كه آب ، هوا ، تربيت خانوادگى ، همنشين ، صلح و جنگ و هزاران عوامل ديگر در طرز تفكر انسان تأثير كامل دارند ، ممكن نيست كسى همه اينها را كنار زده آزاد فكر كند مگر در مسائل مسلمى كه عقل هر كس در هر محيط و هر شرايط بر طبق آن حكم مىكند و تغييرات محيط كوچكترين تأثيرى در آن ندارد ، البته قوانين دقيق اجتماعى از اين قبيل نمىباشد .
قوانين آسمانى
تنها اديان آسمانى است كه از همه اين عوامل بر كنار است و از محيط ماوراء عقلهاى بشرى الهام مىگيرد و غير از تأمين سعادت بشر
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٢١٩