صورت جامعه امروزى درآمد ، امروز همه كشورهاى جهان حس كردهاند كه بدون داشتن روابط فرهنگى ، اقتصادى ، سياسى ، حتى نظامى با كشورهاى ديگر ممكن نيست موجوديت خود را حفظ كنند .
درست است كه تشكيل اجتماع ، بسيارى از مشكلات را حل مىكند ، و راه را براى زندگى تا حدودى هموار مىسازد ، در عين حال مشكلاتى هم به وجود مىآورد كه در غير زندگى اجتماعى موردى براى آنها نيست . اساس همه اين مشكلات اصطكاك منافع افراد و طبقات است ، چون هر فردى كه در يك اجتماع شركت مىكند به اقتضاى غريزه خودخواهى ، نفع پرستى و جاهطلبى در هر يك از شئون اجتماع نصيب خود را بيشتر از نصيب ديگران مىخواهد ؛ قهراً مزاحمت و كشمكش در بين افراد شروع مىشود ، به طورى كه هر قوى سعى مىكند ضعيف را نابود كند و هر زورمندى ديگران را از ابتداييترين حقوق هم محروم مىسازد .
در نتيجه ، همآهنگى و همكارى از ميان جمعيت رخت برمىبندد و به جاى حق و عدالت ، زور به مردم حكومت مىكند ؛ نيروهايى كه بايد متمركز شود و در راه مصالح اجتماع به كار افتد در راه در هم ريختن اين كاخ به كار برده مىشود ، پيداست از چنين اجتماعى نتيجه مطلوبى به دست نخواهد آمد .
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 217
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٢١٧