تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
اول با او بوده و تا انجام هم با او خواهد بود . انسان به حكم اين غريزه در مقابل آن قدرت مطلق كه به همه موجودات و پديده‌هاى جهان هستى حكومت مىكند ، و اين كارگاه هستى با همه عظمتش در كف قدرت اوست ، خاضع و تسليم است و در مشكلات زندگى از او كمك مىخواهد و در گرفتارىها و ناملايمات به او پناه مىبرد . انسان حس مىكند كه در ماوراء اين آسمان نيلگون و زمين پهناور و آفتاب درخشان و ماه فروزان و ستارگان زيبا و اقيانوس‌هاى بىكران و كوه‌هاى با عظمت و . . . يك حقيقت مطلق نهفته است كه همه اين عظمت‌ها و نظم‌ها و زيبايىها از كمال بىمنتهاى او حكايت مىكند و خود را در پناه آن كانون عدالت و مهر و قدرت مىبيند . به جهان خرّم از آنم كه جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست بايد توجه داشت گاهى در نتيجه عوامل خارجى اين نيروى خدايى ضعيف مىگردد و اين چراغى كه در نهاد بشر روشن است كم فروغ مىشود ، ولى در مواقع حساس باز به كمكش مىشتابد . مىگويند مردى كه مدعى بود حاضر است با براهين قوى ثابت كند كه خدا و خداپرستى و دستگاه دين از موهومات است همين كه احساس خطر نمود و دورنماى مرگ و نابودى به سرعت به او نزديك مىشد و رشته‌هاى آمال و آرزوهاى او را مىبريد ، از بلندپروازىها و مستى مقام و جاه به هوش آمده مىگفت :
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 207 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي